دلم

دلم می گرده دنبال تو اما
غریبه، راه اینجا رو بلد نیست
تو گفتی آخر خطی میدونم
همیشه آخر دنیا که بد نیست؟!

مث دریا که ساحل رو نداره
برای دیدنش هم بیقراره
منو از پشت پلکات زود بر دار
عزیزم جای دریا پشت سد نیست؟!

چه مغروری نمی خوای من بفهمم
که عشقم قلبتو درگیر کرده
یه احساسی بهم میگه نگاهت
توی چشمای خیسم گیر کرده

شاید می ترسی از من تب بگیری
تب عشقه که درمونی نداره
دیگه دیره بخوای پیشم نباشی
دل ِ من قلبتو تسخیر کرده

از اول رسم دنیا عشق بوده
خدا هم ما رو با هم دوست داره
اگه باشیم کنار هم می بینی
ما رو دست خوشی ها می سپاره

ترانه قدیمی

۷۱۸
۵۴

درباره‌ی شكوفه عبدلي

شكوفه عبدلي / یک قرن مرده بودم در انتهای فریاد دست مرا گرفتی، گفتی شکوفه برخیز برخاستم ولی نه، در این زمانه هستم حرف نگفته ای در این واژه های ناچیز امشب که با تو هستم ، جای دو چیز خالیست یک مولوی کم است و، دیوان شمس تبریز / آدرس وبلاگم: http://nmidanm.blogsky.com
عضویت

  • از اول رسم دنیا عشق بوده
    خدا هم ما رو با هم دوست داره
    اگه باشیم کنار هم می بینی
    ما رو دست خوشی ها می سپاره

    @};- @};- @};- @};- @};-

  • دلم می گرده دنبال تو اما
    غریبه، راه اینجا رو بلد نیست
    تو گفتی آخر خطی میدونم
    همیشه آخر دنیا که بد نیست؟!

    مث دریا که ساحل رو نداره
    برای دیدنش هم بیقراره
    منو از پشت پلکات زود بر دار
    عزیزم جای دریا پشت سد نیست؟!

    چه مغروری نمی خوای من بفهمم
    که عشقم قلبتو درگیر کرده
    یه احساسی بهم میگه نگاهت
    توی چشمای خیسم گیر کرده

    شاید می ترسی از من تب بگیری
    تب عشقه که درمونی نداره
    دیگه دیره بخوای پیشم نباشی
    دل ِ من قلبتو تسخیر کرده

    از اول رسم دنیا عشق بوده
    خدا هم ما رو با هم دوست داره
    اگه باشیم کنار هم می بینی
    ما رو دست خوشی ها می سپاره

    سلام
    برای اولین بار اینقد کامنتم طولای میشه
    به جرات میتونم بگم یکی از بهترین ترانه هایی رو تو این سایت خوندم ، تو این چند ماهی که هستم
    بند اول ، شروعی فوق العاده
    بند دوم شعر نیست که باقلواست بخدا :)…پر از تصویر
    بند سوم احساس به اوجش میرسه
    تو بند چهارم منم باور گیر کردم و تسخیر این همه زیبایی و احساس شدم
    حسن ختام چیزی جز در نبود

    من تا بحال از کسی اینقد تعریف نکردم یعنی دوست دارم دوستامو نقد کنم تا پیشرفت کنن
    زبانم بند اومده و نمیتونم چیزی بگم
    بخدا حالمو خوب کردی با این ترانت
    خیلی دوست دارم رو این ترانه آهنگسازی کنم و بخونمش
    با اجازه این ترانه بذارین واسه من کنار :)
    ببخشید زیاده گویی کردم ولی وفق العاده بود فوق العاده
    @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • حیف نمیتونم بیشتر از یک لایک بدم
      ترانتون رو تو کامپیوترم با اجازتون ذخیره کردم
      :-) @};- @};- @};-

    • سلام و عرض ادب و احترام آقای Qasemi

      ممنونم از نگاه زیباتون. چوبکاری می فرمایید. نمی دونم در برابر این همه محبت شما چی باید بگم.سپاسگذارم. شما بزرگوارید. خواهش میکنم اتفاقا خوشحال میشم که شما بخونیدش. چون این ترانه رو برای کسی گفتم و دلم میخواد بهش هدیه ش کنم. اگه این کارو بکنید که خیلی در حقم لطف میکنید.
      ممنونم از وقتی که برام گذاشتید. @};- @};- @};- @};-

      • خواهش میکنم واقعا دیشب وقتی خوندم خیلی خیلی خیلی لذت بردم…حس فوق العاده ای داشت
        من در اولین فرصت البته با اجازه شما کارتون رو میخونم وتقدیم شما و اون کسی که اینقد براش فوق العاده می نویسید میکنم @};- @};- @};- @};- @};-

      • ممنونم از لطفتون
        بی صبرانه منتظرم. البته این که میگم بی صبرانه منظورم این نیست که عجله کنید ها نه.
        مطمئنم که شما عالی اجراش میکنید.موفق باشید.

      • همچنین شما @};-

      • خانم عبدلی یه خبر خوب بری شما ملودی کار رو دراوردم احتمالا اگه خدا بخواد این ترانه زیبا رو تا چند روزه آینده میخونم
        @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • ممنون
        چه زود. آفرین به این سرعت.ببینم چی کار میکنید. به امید خدا که کار خوبی میشه. @};- @};- @};- @};-

      • خواهش میکنم
        بله دیگه سرعتم بالاست ماشالله :)
        البته بخاطر ترانه شماست @};-
        به امید خدا
        @};- @};- @};- @};-

      • هزار ماشاالله
        بی صبرانه منتظرم
        @};- @};-

      • به امید خدا فردا میرم برای ضبط
        دعا کن کار خوب در بیاد :) @};-

      • به امید خدا که اجراش هم عالی میشه.
        این اولین ترانه منه که اجرا میشه خیلی منتظرشم. واقعا دستتون درد نکنه که منو به آرزوم می رسونید. سپاسگزارم. @};- @};-

  • مث دریا که ساحل رو نداره
    برای دیدنش هم بیقراره
    منو از پشت پلکات زود بر دار
    عزیزم جای دریا پشت سد نیست؟! =D> =D> =D>
    سلام تصاویر ترانه های شما همیشه نوین و زیباست.تحسنت به ذهن خلاق شما
    موفق باشید @};-

  • سلام ترانتون خیلی فوق العاده است همه شو دوست دارم خیلی خیلی خیلی خوبه هر قسمتش و که میری جلو از قسمت ه بعدی بهتره خیلی دوستش داشتم :-x 8-> @};- =D>

  • سلام. @};-
    حافظم یه ذره ضعیفه.ترانه خوب از شما زیاد خوندم ولی شاید این بهترین ترانه ای بوده که از شما خوندم.
    خیلی خیلی لذت بردم.شروع خیلی خوبی داشت.فوق تصور من بود
    از توانایی شما در دوبیت اول حیرت زده شدم
    دلم می گرده دنبال تو اما
    غریبه، راه اینجا رو بلد نیست
    تو گفتی آخر خطی میدونم
    همیشه آخر دنیا که بد نیست؟!

    مث دریا که ساحل رو نداره
    برای دیدنش هم بیقراره
    منو از پشت پلکات زود بر دار
    عزیزم جای دریا پشت سد نیست؟! =D> =D> =D>
    بعضی از جملات اینقدر زیبا و عمیق اند که میشه به مرور زمان تبدیل به ضرب المثل شه.
    ” جای دریا پشت سد “نیست از اون جمله های ناب و نایاب تو آکادمی بود.یه ورزشگاه صد هزار نفری هم اگه برای این بیت بایستند و کف یزنند با زهم کمه
    =D> =D> =D>
    =D> =D> =D>
    =D> =D> =D>
    =D> =D> =D>
    در مورد این تک بیت به نظر من میشه یه صفحه مطلب نوشت
    یه خودشیفتگیِ هنرمندانه و یا یه غرورِ دوس داشتنی تو این جمله هست.تشبیه خودتون به دریا فوق العاده بود
    نمیدونم چی بگم
    خیلی پسندیدم ۶ @};- @};- @};- @};-

    • سلام و عرض ادب و احترام
      ممنونم از این همه تعریفتون
      شاید حسی که برای گفتن این ترانه گفتم باعث شده که به دلتون بشینه چون یه مخاطب خاص داره وبرای اوشون گفتمش اوشون هم خیلی خوششون اومده بود.البته اینم از ترانه های قدیمیه منه که دوسال پیش گفتمش.
      ممنون از نگاه قشنگتون. منظورم از دریا عشقم بوده که در پشت سد نمی گنجه و هیچ سدی نمی تونه مهارش کنه. خودم در اینجا حذف شدم و دریا یعنی خودی که سرتاسر عشق شده و در پشت هیچ سدی نمیشه مهارش کرد.
      البته نگاه شما هم زیبا و قابل تامله. خوب هر کس شعری میخونه برداشتی ازش داره و این برداشت ها قابل احترام و درسته. @};- @};- @};- @};-

  • سلام شکوفه ی عزیز
    خیلی ترانه ی زیباتو دوست داشتم @};- :-x واقعا دلنشین بود @};- @};-

  • واااااااااااااو فوق العاده بود
    دلم می گرده دنبال تو اما
    غریبه، راه اینجا رو بلد نیست
    تو گفتی آخر خطی میدونم
    همیشه آخر دنیا که بد نیست؟! =D> =D> =D> =D> =D>
    وای روانیم کرد، آفرین @};-

  • لایک ۹ تقدیم وجود پر احساستون @};-

  • اگه دوست داشتید شمام سری به مقاله ی جدید من در باره ی ترانه نویسی بر روی ملودی بزنید و اگه خوشتون اومد به دوستاتون پیشنهاد کنید بخونن ، در ضمن دیدگاه و پسند آخرش فراموش نشه :< :-))

    http://www.academytaraneh.com/arcs/89264/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D9%85%D9%84%D9%88%D8%AF%DB%8C/

    • سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما آقای سامانی گرامی
      ممنونم از نگاه زیباتون
      خیلی ممنون شما لطف دارید به من. سپاسگزارم. چشم با کمال میل سر میزنم و میخونم و نظر میزارم. @};- @};- @};-
      موفق باشید

  • سلام شکوفه جان…..کارت فوق العاده زیبا بود …بعضی قسمتها ماهرانه چیده شده..آفرین… =D> =D> =D>

    منو از پشت پلکات زود بر دار
    عزیزم جای دریا پشت سد نیست؟! =D>

    در ضمن این نوع قافیه بندی در شعر رو تاحالا ندیده بودم و برام جالب بود… :-)

    لایک عزیزم و موفق باشی @};- @};- @};-

  • “خدا هم ما رو با هم دوست داره”
    خانم عبدلی عزیز سلام
    ترانه ی زیبایی رو به اشتراک گذاشتین
    وجود “خدا” در ها و اشعارتون..و بخصوص توو قسمتای آخر شعر یا ترانه، به یکی از ویژگیهای اشعارتون تبدیل شده..از خوندن ترانه تون لذت بردم..موفق و شاد باشید! لایک ۱۱تقدیمتون♥♥♥♥

  • درود خانم عبدلی عزیز
    ترانه ی خوب و لطیفی بود
    تبریک
    سبز بمانید @};-

  • آفرین بسیار زیبا بود دستتون درد نکنه :-x :-x :-x @};- @};- @};-

  • خوب، چینش قافیه ها برام جالب بود.
    @};- :-)

  • سلام آفرین تصویرای ترانه خیلی خوب بود ولی از یه جایی قافیه ها و قالب ترانه از دست رفته از یه جایی به بعد هر دوبند قافیه ها مشترکه که نه توو قالب غزل هست نه مثنوی یکدستی یک ترانه به زیبایی اون کمک زیادی می کنه
    به امید موفقیت @};-

  • سلام مجدد. @};-
    در مورد ترانه آخه دل من شما درست میفرمایید.از نظر قافیه دوبیتی به نظر میرسه ولی مگه در دوبیتی نباید تعداد هجا ها در هر چهار مصراع برابر باشه؟ (از نظر بلندی و کوتاهی هر مصرع عرض میکنم)

  • سلام خانم عبدلی

    واقعاً زیبا بود خیلی خیلی

    مطئنم این قلم راهشو پیدا می کنه…

    @};- @};- موفق باشید @};- @};-

  • تبریک خانم عبدلی عزیز .. بسیار زیبا و دلنشین @};- @};-

  • @};- @};- @};- @};- =D>
    چه مغروری نمی خوای من بفهمم
    که عشقم قلبتو درگیر کرده
    یه احساسی بهم میگه نگاهت
    توی چشمای خیسم گیر کرده
    فقط لایک ۱۴ منم… فقط میتونم لایک بزنم ببخشین اگه کمه @};- @};-

  • سلام خانم عبدلی بسیار زیبا بود ترانتون امیدوارم که زودتر اجرا بشه لایک ۱۵ تقدیمتون
    =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام
    اثر با احساسی
    دو سه نکته بگم از نظر خودم

    مشخصا در چند خط ضعف تالیف در اثر اتفاق افتاده که اشاره میکنم

    مث دریا که ساحل رو نداره … برای دیدنش هم بیقراره
    منو از پشت پلکات زود بر دار … عزیزم جای دریا پشت سد نیست

    خط اول دچار ضعف تالیف هست به عبارت دیگه اساسا تمام دریاها در امتداد خودساحل دارند این
    یک نمونه اشتباه در انتقال ایده ی ذهنی است که شما در این ترانه تالیف کرده اید

    و اینکه آبهای دریا به علت داشتن شوری بیش از اندازه قابل استفاده نیست این توضیح رو به این
    خاطر دادم چون اساسا سد ها در مسیر رودخانه ها هستند و در هیچ کجا سدی در برابر دریا زده
    نشده پس چون منطقی رو در بطنش نداره به لحاظ استعاری اصطلاحا فاقد بار معناییی است و
    ضعف تالیف به حساب میاد
    برای توضیح بیشتر مثلا جمله ی جای پرنده تو قفس نیست اگر در شعر یا ترانه ای نوشته بشه
    صحیح هست چون دارای منطق روایی است و قابل لمس هست

    شاید می ترسی از من تب بگیری
    این خط نیز فاقد بار معنایی است کسی از کسی تب نمیگیرد
    و در آخر در همین بند
    شاید می ترسی از من تب بگیری
    تب عشقه که درمونی نداره
    دیگه دیره بخوای پیشم نباشی
    دل ِ من قلبتو تسخیر کرده

    قوافی صحیح نیستند چون ه به اصل واژه باز نمی گردند

    موفق تر باشید @};- @};- @};-

    • سلام و عرض ادب و احترام
      ممنونم از حضور و نظرات شما.

      توضیحاتی راجع به آنچه فرمودید ارائه میکنم.
      مث دریا که ساحل رو نداره … برای دیدنش هم بیقراره
      خوب تشبیه خودم ( عاشق ) به دریایی که ساحل( معشوق) رو در کنارش نداره و براش بیقراری میکنه.
      دو جور میتونم به سوالتون پاسخ بدم:

      ۱)*در دنیای واقعی بله حق باشماست دریا و ساحل در کنار هم معنا پیدا می کنند ولی فکر نمی کنم تضادی داشته باشه با اونچه که در واقعیت هست منظور اینه که دریا هنوز به ساحلش نرسیده تا با موجهاش به اون ابراز عشق کنه منظور همون موجهای دریاست.

      ۲) اما من در دنیای شعر دارم همه ی قوانین منطقی رو به هم میزنم. مقاله ی علمی که نمی نویسم درسته؟ یه جاهایی دارم اغراق میکنم و حتی ساختارها رو به هم میریزم تا یک نگاه تازه تر در معنی و مفهوم ارائه بدم.
      شاید اگه بنویسم ((مث موجی که ساحل رو نداره ))منطقی تر به نظر برسه؟شاید در ویرایش جدیدش یه به جای دریا بنویسم موجا که این تصور رو ایجاد نکنه که غیر منطقیه.

      ۳)بله سد رو در مسیر رودخانه میزنند درست، اما بعضی از جاهای دنیا برای دوری از امواج ساحل سدهایی رو با سازه های طبیعی ( بیولوژیکی) و انسانی( لاستیکی یا سنگی) در کنار دریا ها قرار میدهند برای در امان بودن سواحل از امواج دریا که خسارت ایجاد نکنه چون هجوم امواج به طور ناگهانی نظم ساحل رو به هم میزنه این قضیه ی علمیش چون رشته تحصیلیم( کارشناسی ارشد ژئومورفولوژی) در ارتباط با طبیعت و این موضوعاته خدمتتون عرض کردم. اما این فقط بحث منطقی موضوعه من دارم با استفاده از اغراق آمیزی خودم رو به دریایی تشبیه میکنم که نمی تونه در پشت
      سد ( تشبیه پلک معشوق به سد) بمونه و میگه نگاهم کن و منو پشت پلکات نگه ندار. اگر بخواییم علمی به این قضیه نگاه کنیم پلک و سد هیچ تناسبی با هم ندارن چون جنسشون فرق میکنه. درست؟ اما در شعر ما با استفاده از این آرایه ها شعر رو زیباتر میکنیم.

      ۴) و اما در مورد ضعف تالیف که فرمودید جسارتا خدمتتون عرض کنم ضعف تالیف شامل این مواردی که شما فرمودید نمیشه. توضیحاتی رو عرض میکنم امیدوارم مفید واقع بشه:

      تالیف، همان چیدن واژه ها در کنارهم بر اساس قواعددستوری است؛ اگر این قواعد در اثر بخوبی رعایت شود، اصطلاحا ً می گوییم ” حسن تالیف ” دارد و بعکس اگر مشکلات دستوری در اثر راه یافته، قواعد زبان در آن رعایت نشده باشد اصطلاحا ً می گوییم ” ضعف تالیف ” دارد.

      ” ضعف تالیف ” در شعر، نمونه های فراوانی دارد که به مرور به هریک از آن ها اشاره ای میکنم:
      الف) جمع بستن عدد و معدود
      در زبان فارسی معدود ( آنچه شمرده می شود ) در کنارعدد، جمع بسته نمی شود؛ مثلا ً نمی گوییم: ” ۴ سیب ها ”
      گاهی شاعر به این اصل ساده ی زبانی توجه ندارد یا به دلیل شرایط شعر بویژه رعایت وزن، این قاعده ی ساده اما مهم زبان را زیر پا می گذارد.

      ب) آمیختن واژگان و قواعد زبان عربی و فارسی
      هرچند واژگان زبان عربی – که زبان قرآن است و بدان افتخار می کنیم – به مجموعه ی واژگان زبان فارسی راه یافته است، اما نباید قواعد این دو زبان با هم آمیخته شود؛ مثلا ” انتقادات ” و ” اطلاعات ” دو واژه ی عربی است که بر اساس اصول زبان عربی با ” ات ” جمع بسته شده است و ما این دو واژه را در زبان و گفتارمان به کار می بریم؛ اما حق نداریم واژگان فارسی را مثل آن دو جمع ببندیم و بگوییم: پیشنهادات(!)

      بر همین اساس ترکیباتی از این دست، نادرست است:

      – خانم محترمه(!) به جای محترم

      – برعلیه به جای علیه

      نمونه ی شعر:

      تا رمق در جسم و جانم بوده است

      برعلیه دشمنان جنگیده ام!

      ۳٫ عدم رعایت تناظر در واژگان مفرد یا جمع
      دل ابنای زمان خانه ی درد و غم تو
      پیش تر از رحم مادر و صلب پدران
      ” مادران ” نیز به قرینه ی ” پدران ” حتما ً باید جمع بسته شود و نمی توان حذف به قرینه ی لفظی دانست.

      ۴٫ کاربرد نادرست حرف اضافه یا ربط
      بسیاری از شاعران پیشین بواسطه ی تقلید از شاعران قدیم، دچار این عیب بزرگ زبانی اند.
      نمونه:
      ” آب هم سوخت به آغشته بخون پیکر ما ”
      ظاهرا ً مقصود شاعر محترم این بیان است:

      ” آب هم بر پیکر آغشته به خون ما گریست ” ابهام در فهم مقصود شاعر بواسطه کاربرد نابجای ” به ” به جای ” بر ” در شعر است.

      ۵) در مورد تب که فرمودید مسری نیست و فاقد بار معنایی با یک مثال براتون توضیح میدم.
      به این ترانه دقت کنید

      نه اینکه بی تو ممکن نیست
      نه اینکه بی تو میمیرم
      به قدری مسریه حالت
      که دارم عشق میگیرم
      ترانه سرا: دکتر افشین یداللهی

      خوب در اینجا هم باید بگیم عشق هم مسری نیست پس چرا دکتر یداللهی گفتن عشق میگرم؟؟؟؟ ایشون که دکتر هم هستن البته روانپزشک اما در این حد رو که میدونن بیماری های مسری کدومن؟ درسته یانه؟ پس چرا ایشون استفاده کردند چون به نوعی ساختار شکنی کردند و عشق رو تشبیه به بیماری مسری کردند که اگر در ارتباط با هم باشند اون یکی هم مبتلا میشه.
      منم از تب عشق به همین صورت استفاده کردم. امیدوارم توضیحاتم کافی و وافی بوده باشه.

      در مورد قافیه هم خدمتون عرض کنم که ایراد قافیه ای در این ترانه نیست فقط چینش قلفیه ها مقداری متفاوته. اگر ییکبار دیگه بخونید متوجه میشید.

      ۶) برای بهتر متوجه شدنتون به این ترتیب نوشتمشون که ردیف و قافیه ها رو بدونید کدوما هستن.
      دلم می گرده دنبال تو اما غریبه، راه اینجا رو ((بلد نیست))
      تو گفتی آخر خطی میدونم همیشه آخر دنیا که(( بد نیست؟!))
      مث دریا که ساحل رو نداره برای دیدنش هم بیقراره
      منو از پشت پلکات زود بر دار عزیزم جای دریا پشت ((سد نیست؟!))

      چه مغروری نمی خوای من بفهمم که عشقم قلبتو ((درگیر کرده))
      یه احساسی بهم میگه نگاهت توی چشمای خیسم ((گیر کرده))
      شاید می ترسی از من تب بگیری تب عشقه که درمونی نداره
      دیگه دیره بخوای پیشم نباشی دل ِ من قلبتو ((تسخیر کرده))

      از اول رسم دنیا عشق بوده خدا هم ما رو با هم ((دوست داره))
      اگه باشیم کنار هم می بینی ما رو دست خوشی ها ((می سپاره))

      ممنون از وقتی که برای خوندن ترانه گذاشتید. موفق باشید. @};- @};- @};- =D>

      منو از پشت پلکات زود بر دار … عزیزم جای دریا پشت سد نیست

      • سلام دوباره حضور شما
        راجع به توضیحاتتون چندتا نکته بگم
        ۱) اینکه در ترانه که تفاوت های بسیاری با شعر داره قواعد منطقی به هم ریخته بشه
        خوبه اما پرداخت در این به هم ریختن قواعد باید به شکلی باشه تاثیر حسی ایجاد و مخاطب
        این اغراق رو باور کنه ، صرفا رمانتیسم ادبی قرار نیست شکل بگیره
        ۲)سازه ایی که شما توضیحاتی دادید در موردش در برابر هجوم دریاست برای جلوگیری از تخریب (موج شکن)
        و حالا با توجه به این پس زمبنه جای این دریای بیرحم حتما پشت سده تا به کسی آسیب نزنه
        در واقع وجه شبه نامشخص سد در این خط و همین طور نداشتن منطق روایی این خط رو دچار ضعف تالیف
        کرده است
        ۳ ) اما در مورد ضعف تالیف
        ضعف تالیف طبق توضیحاتی که دادید و بنده عرض میکنم
        تالیف نادرست یک متن ادبی به لحاظ قواعد دستوری و *ساختاری*
        که این ساختار در یک متن شامل صناعات ادبی نیز هست چون ساختار مفهوم جمله رو میتونه تغییر بده
        مثل
        پرداخت سوژه در یک ترانه ، تشبیه نادرست ، نداشتن ایجاز و …
        پس وقتی شما در یک خط مینویسید
        عزیزم جای دریا پشت سد نیست
        دچار ضعف تالیف شده اید چون قواعد دستوری رعایت اما ساختار خط صحیح نیست به دلیل نداشتن
        وجه شبه مشخص

        ۴) در مورد قافیه هم با توجه به نوع نگارشتون عرض کردم
        در غیر این صورت حق با شماست….
        @};- @};- @};- @};-

      • ممنون از وقتی که گذاشتید.
        به هر حال هر کسی از شعر و ترانه ای که میخونه چیزی به ذهنش میرسه و ازش درکی داره که قابل احترام و ارزشمنده.
        موفق باشید.

      • سلام و درود مجدد

        ۱)ضعف تالیف مجموعه ای از نواقص و کاستی هاست که باعث میشه اثر ادبی یکی از این دو خصیصه رو نداشته باشه : بلاغت و عقلانیت
        البته توی شعر گاهی از مرز عقلانیت رد میشیم اما این رد شدن باید هدفمند و آگاهانه باشه .
        ضعف تعلیل مهمترین عیب مفهومی و ایراد دستوری مهمترین عیب ساختاریه که باعث ضعف تالیف میشه

        اما در مورد ترانه
        بیت اول ضعف تالیف نداره
        علتش رو عرض می کنم
        همه ی دریا در مجاورت ساحل نیست و از نگاه شاعرانه میشه اینطور به قضیه نگاه کرد که همه ی بخش های دریا که موج می زنند ، دارن تلاش می کنن که به ساحل برسن . یعنی حرکت امواج دریا به سمت ساحل ، می تونه به بی قراری دریا برای داشتن ساحل تعبیر بشه شما نگاه شاعرانه نداشته و شعر رو مثل یه مقاله ی علمی دیدید.

        در مورد این که کسی روی دریا سد نمی زنه بله منم ادعا نکردم که کسی بر روی دریا سد می زنه بلکه دقیقا دارم میگم جای دریا پشت سد نیست. یعنی اساسا تلاش برای نگه داشتن دریا پشت سد رو نفی کردم.
        توضیحاتی رو هم که در مورد سد داشتم برای حواشی بود که فرموده بودید نه در مورد ترانه.توضیحات قبلی((بله سد رو در مسیر رودخانه میزنند درست، اما بعضی از جاهای دنیا برای دوری از امواج ساحل سدهایی رو با سازه های طبیعی ( بیولوژیکی) و انسانی( لاستیکی یا سنگی) در کنار دریا ها قرار میدهند برای در امان بودن سواحل از امواج دریا که خسارت ایجاد نکنه چون هجوم امواج به طور ناگهانی نظم ساحل رو به هم میزنه( موج شکن که نوعی سد در برابر امواج است) این قضیه ی علمیش )) شما در مرود بحث علمیش گفته بودید منم علمی جواب دادم.
        شما اولین نفری هستید که چنان برداشتی از این قسمت داشتید و متوجهش نشدید به همون دلیل نگاه صرفامنطقی که دارید،اگر یک بار دیگه کل ترانه رو بخونید شاید بیشتر درکش کنید. شما یه جوری سوال پرسیدید که منو به شک انداختید.من رفتم و از استادم این مورد رو پرسیدم ایشون گفتن که هیچ گونه ضعف تالیفی در این قسمت از ترانه نیست
        اگر به این نتیجه میرسیدم که ایراد از ترانمه شک نکنید که حتما می پذیرفتم و ازتون ممنون بودم که یاد آوری کردی اما بازم ازتون ممنونم چون باعث شدید مطالعه ام رو بیشتر کنم.

        ۲)منو از پشت پلکات زود بردار
        پلکات مث سدی که منو پشتش نگه داشتی، وجه شبهش حذف شده چون سد مهم ترین خصوصیتش نگه داشتن چیزی پشت خودشه. که این از نظر ادبی تشبیه مجمل محسوب میشه. تشبیه مجمل :
        حذف وجه شِبه موجب می گردد تا ذهن خواننده خود تلاش کند تا دلیل همانندی را بیابد. مانند :
        تنم چون سایه ی موی است و دل چون دیده ی موران
        ( وجه شبه در این جا باریکی (مو) و تنگی (دیده) است که حذف شده است)

        ۳)خودتون دارید میگید اغراق، اغراق یعنی چی؟ یعنی چیزی که در باور نگنجه و اغراقی که باور کردنی باشه دیگه اسمش اغراق نیست. این چیزی که شما میگید جمع دو تا چیز متضاده.

        موفق باشید.
        @};- @};- @};-