آس دل…

یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده
یه پیک سرخابی که تلخ و نامرده
یه جفت چش مشکی موهای خرمایی
یه مشته شاعر مست با پز نیمایی!
گیتارای خاکی سیگارای برگ و
لباسای مارک و مانتوهای تنگ و
یه بطری گردون دوتا کبوتر مست
یه بحث تکراری با حرفای دم دست
فنجونای لب پر که قهوشون سرده
یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده
یه دس دو دس رک با تق تق پاسورا
یه کافه ی داغون پاتوق ناجورا!
یه آس دل بین یه گله خشت گلی
گرس توهم و دود با تیپای مدلی!
یه اسمون سیاه ابرای بغ کرده
نگاه این کافه منو قرق کرده،
بدون تو یه نفس سر میکشم پیکو
نه قهوه رو میخوام نه طعم میلک شیکو
تق تق پاسورا یه آس دل دستت
یه گله دختر مست عاشق دربستت
کنار خاطر من قدم زدن هاتو یوقت کم نکنی!
دلم میخواد حتی به گلهای گلدون نگاه هم نکنی!

سپینود پهلوانی ۱۳۹۳/۱۰/۸

۱٫۱ K
۵۷

  • سلام و عرض ارادت
    ممنون از ترانه ی زیباتون
    مفهوم ترانه تون رو خیلی دوست داشتم.زبان ترانه و واژهایی که استفاده کردید جالب وپر از ابتکار بود.
    موفق باشید. =D> =D>
    پسند یک

  • ترانه شیک و زیبا و خوشمزه ای بود (میلک شیک) ;))
    لایک @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام سپینود جونم :-)
    خیلی فضای متفاوتی خلق کردی عزیزم.تبریک میگم
    فقط باید چندبار دیگه بخونم تا وزنش بیاد دستم
    @};-موفق باشی خانومی @};-

  • سلام چقد زیباست این ترانت :-)
    خانوم پهلوانی شما از اون دسته دخترا هستی که افکارت قابل ستایشه ….ولی خب بذار فردا دوباره بخونم ، فعلا که خیلی دوس داشتم فضای کاریتو ،یه تحولی تو نوشتن ترانه داری ایجاد می کنی ،که به سلیقه ی من خیلی نزدیکه …یهو یاد آهنگ professional افتادم،الان دارم گوشش می دم ، داستان ترانت شبیهشه ،اونم از پاسور و همچین فضایی می گه…. آفرین ، ممنون که چنین فضایی خلق کردی …
    راستی @};- :-)

    • قضاوت زودمو ببخش ….
      نه اون کلا فرق داره فضاش فقط از پاسور استفاده کرده …الان که خوب به معنیش فک کردم فهمیدم ،یه وقت (واژه منفی) نشه …. ببخشید ..
      I know that the spades are the swords of a soldier
      کلا فرق داره … @};- خوابالودم دیگه @};-

      • خواهش میکنم!
        خیلی لطف کردید @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • سلامی دوباره …. مثل همیشه با تقدیم @};-

      • ببخشید ادامه داشت دستم خود ….
        راستشو بخواین چند تا سوال در مورد کارت دارم که می خوام مطرح کنم …. چون دوس دارم ازین به بعد همین جوری رو کارام دقت کنی و واسم نقد بنویسی ،البته من هنر نقد رو بلد نیستم فقط می خوام سوالاتی که در مورد ترانت واسم پیش اومده از لحاظ کاربرد کلمات و کلا فضای ترانت صحبت کنم ….توقع دارم ازین به بعد هم همینجور واسم بنویسی ،تا خود من به شخصه جرات نکنم ترانه هامو بدون ویرایش و تامل بذارم رو سایت ….چون ترانه های قبلیم همش همینجوری گذاشتم و الان کلی تغییرشون دادم …
        خب
        یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده
        یه پیک سرخابی که تلخ و نامرده
        منظور از پیک سرخ آبی رو نمی فهمم ، اگه یه نوع کنیاک هست که واسم توضیح بده ،اگرم دارم ظاهر کارو می بینم و منظورت چیز دیگه ای هست که واقعا باز هم واسم توضیح بده ، اگه شراب هم باشه که واسش سرخابی تقریبا خوبه ولی خب چرا نامرده ، تازه تلخم نیست ،همیشه شراب به آدم آرامش می ده ….نامرده…..؟!!!
        یه جفت چش مشکی موهای خرمایی
        یه مشته شاعر مست با پز نیمایی!
        اینجا هم واسم ابهام وجود داره ،یه جفت چشم مشکی ، یا طرف مقابلته که می خوای باهش صحبت کنی یا خودتی ، قطعا یه مشت شاعر مست نیست چون اونا یه مشت چشم دارن تازه همشونم خرمایی نیست موهاشون …پس بهتره زود قضاوت نکنیم ، احساس می کنم پایان ترانه بهش می رسیم …
        گیتارای خاکی سیگارای برگ و
        لباسای مارک و مانتوهای تنگ و
        این هم که حرفی توش نیست تصویر سازی زیبایی که همیشه من وقتی قبلنا که جوون تر بودم می رفتم کافه بهشون توجه می کردم …الان همش اومد جلو چشمام ….. ;)) آفرین
        یه بطری گردون دوتا کبوتر مست
        یه بحث تکراری با حرفای دم دست
        باز هم اینجا من به دوتا معنی رسیدم …یکی بازی بطری و حقیقت که اگه این باشه معمولا بین دو نفر این بازی نیست …. که بعدش دوتا کبوتر مست هستن ….پس بهتره توجه کنیم که شما داری فضا رو توصیف می کنی یعنی یه گوشه بطری گردون ، یه گوشه دوتا کبوتر مست ، که حرف های تکراری و دم دست بین این فضا رد و بدل می شه ….
        به نظرم فهمش سخته چون اگه منظورت دومی باشه باید یه کاما می ذاشتی بعد از گردون….
        فنجونای لب پر که قهوشون سرده
        یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده
        این قسمت هم که سلیقه ای هست و بدم نمی یاد ،احتمالا این کارو واسه خودت می خونی ….خیلی هم عالیه …
        یه دس دو دس رک با تق تق پاسورا
        یه کافه ی داغون پاتوق ناجورا!
        اینجا هم جالبه خیلی خوب حس ناجور بودن فضا رو تو ذهنم تلاقی می کنه ، معمولا تو هر کافه باحالی یه میز بزرگ و چند تا آدم همیشگی هستن که اینکارارو می کنن ….
        یه آس دل بین یه گله خشت گلی
        گرس توهم و دود با تیپای مدلی! اگه گرسِ توهم منظورتونه که این مصرع ۱۵ تا هجا می شه ،اگرم* گرس ، توهم *باشه باز خیلی بهتره که باید به نظرم یه ویرگول می ذاشتی ،تازه حالا هم می شه ۱۴ تا ، در کل تو چنین فضاهایی کم و زیاد شدن هجاها اشکالی نداره…راستی گرس منظورت …. هست یا کلا من ذهنم منحرفه …شاید یه کلمه ادبی باشه و من دارم اشتباه می کنم… ;))
        حالا این آس دل بین این گله خشت گلی که همش گرس و دود و تیپای مدل دار دارن ،هست ….پس ادامه می دیم …
        یه اسمون سیاه ابرای بغ کرده
        نگاه این کافه منو قرق کرده،
        حالا معلوم شد اون موی خرمایی و جفت چشم شما هستید ، که تو این کافه با توجه به دو مصرع قبل و این دو مصرع هستید.. آیا آس دل هم شما هستید که بین یه گله خشت گلی افتادین …..؟!!!!باز هم باید صبر کرد …
        بدون تو یه نفس سر میکشم پیکو
        نه قهوه رو میخوام نه طعم میلک شیکو
        به نظر من اینجا ضربتونو زدی ،آفرین ،ابهامات منم برطرف شد ….پس غصه داری آس دل!!! و اون نیستو ، تو پیک سرخابی که من نفهمیدم چرا نامرده یه نفس سر کشیدیش ، به نظر من با مرام تر از خودش نیست ، چون کسی که نیومده و نیست نامرده …..که باز هم نمی شه قضاوت کرد ….پس بازم صبر می کنیم .
        تق تق پاسورا یه آس دل دستت
        یه گله دختر مست عاشق دربستت
        خب الان اینجا یه ابهام دیگه ، یه آس دل دستت ، الان با معشوقه ای هستی که نیومده دیگه ، که یه گله دختر عاشق دیگه دربستش هستن.یا با کی هست؟!!! ….یا نه منظور دیگه ای داری ؟؟ یا واقعا مشکل از منه که نمی فهمم ….باز هم صبر می کنیم ….
        کنار خاطر من قدم زدن هاتو یوقت کم نکنی!
        دلم میخواد حتی به گلهای گلدون نگاه هم نکنی!
        خب اینجا معلوم می شه که با ایشون بودی یعنی کسی که نبودش شما را آزار می ده ، دوس نداری حتی به گلهای گلدونم نگاه کنه چه برسه ……حالا شد ….. الان تازه لذت ترانه رو درک کردم ….البته باز هم می گم ، این نقد نبود ،فقط خواستم واسه خودم یه سری چیزا مشخص بشه و ازت بخوام واسم توضیح بدی و از همه مهتر اینکه لطفا ازین به بعد اینقدر رو کارها ریز بشیم که هر روز پیشرفت کنیم و کارهای بهتر بنویسم …یه جور دعوت بود….واسه نقد کردن کارهای خودم ….کارتو واقعا دوس داشتم واسه همین اینقد روش ریز شدم ،ما باید این فضا ها رو بیشتر تو ترانه هامون بیاریم ،دیگه سبکای قدیمی بسه ، کاملا هم محترمن ،اما به نظر من ،سلیقه های اینجوری رو هم باید دریابیم ….فعلا …
        اینم یه @};- تقدیم شما …..

      • بله
        خیلیم عالی.خب بریم سراغ اعترافات من.
        منظورم از نامردی تلخ بودنش بود.یه تاکیده.تو پیک شرابه.ولی این درد اونقدر سخته که شراب به کامم تلخ میشه.کام من تلخه نه شراب.شراب تلخ میخواهم که مرد افکن بود زورش…..همشهریتون میگه. من چه کنم! :-)
        چشای مشکی و موهای خرمایی هم که خودمم.در مقابل یه مشت شاعر مست که فقط پزشون نیماییه.کم نداریم از این شاعرا که قصدشونم شکار اون چشای مشکی و موهای خرماییه.تو کافه ها هم که فت و فراوون!
        اهان بطری بازی!یعنی انقد گنگه؟من اونجارو با صراحت تمام نوشتم.بازی بین دو نفر نیست ولی دو نفر منتخبن دیگه اصولا.بحث تکراری یه طرف داستانه.یه عده گرم بطری بازین یه عده یه طرف دیگه دارن تریپ روشن فکری برمیدارن.اونم با حرفای دم دستی و تکراری که شاید هیچوقت حتی بهش فکرم نکردن!ربطی به کبوترا نداره
        اس دل منم!ولی معشوقمم میتونه باشه.بین تمام اینایی که نام بردم قاعدتا رو معشوقم یه حساب دیگه باز کردم.هرچند معشوقمم یکی مثل اونهاست ولی عشق این اجازه رو به عاشق نمیده که طرفو بد ببینه.در ضمن من منتظر کسی نیستم!دارم خاطره بازی میکنم تو اون فضا.رابطه تموم شده!کسی منتظر کسی نیست.بعد گرس،توهم و دود هست.گرسم همونه که فکر میکنید. لغت شاهنامه ای نیست ;))
        معشوقم اون کافه پاتوقشه.حالا آس دل ایهام داره.هم میتونه خود ورق باشه هم اون مهره ی ماری که دستشه و یه گله دخترو عاشق خودش کرده.منم تازه یه آس دلم که مث یه برگ تو دستشم و بازیچشم.ولی بقیه دخترا خشت گلین ;))
        همه چیز تموم شده ست و من ازش میخوام لااقل کنار خاطر من قدم بزنه و حتی به گلهای گلدونم نگاه نکنه!که خودتون کاملا درست متوجه شدید
        فک کنم تموم شد :-)
        اقای سرمدیان دوست داشتم کامنتتونو به دو دلیل
        یکی اینکه قدم به قدم پیش رفتید و دقیقا بهم نشون دادید که کجا و چگونه منظورم رو بهتون منتقل کردم.اینجوری میزان موفقیت خودمو تو انتقال منظورم میتونم تخمین بزنم.
        و دلیل دوم اینکه یه استارت قوی بود برای یه تحول بزرگ تو فضای اکادمی و نحوه ی اظهار نظر هامون.اینجوری دیگه با کمترین سطح دانش هم میشه نقد نوشت.البته من دوست ندارم زیاد ترانه رو توضیح بدم.ترانه حرفاشو زده و میتونه به اندازه ی تمام مردم دنیا معنی داشته باشه.هرکسی یه برداشتی داره.ولی خب تا حدودی که خودمم به ابهام و گنگی ابیات و تعابیر واقف بودم توضیح دادم
        ممنونم که بازم وقت ارزشمندتونو به ترانه ی من اختصاص دادید
        ببخشید اگه توضیحاتم بعضی جاها کافی نبود :-)
        موفق باشید @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • تعابیر و تصاویر بکر و نو
    خیلی خوب بود بدون اغراق
    امشب اکثر ترانه ها حس خوبی بهم میدن :)

    یه بطری گردون دوتا کبوتر مست
    یه بحث تکراری با حرفای دم دست
    فنجونای لب پر که قهوشون سرده
    یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده

    =D> =D> =D> @};- @};- @};-

  • عالی بود سپینود عزیز. بدجور متحول کردی سبک ترانه هاتو. داری از همه جلو می زنی. خیلی عالی بود. احتمالا قافیه برگ و تنگ هم عمدی رعایت نشده. خوب بود. آفرین. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • @};- @};- @};-
    امیدوارم و آرزو میکنم همیشه حکم زندگیتون دل باشه تا آس دل بین اون همه خشتِ گِلی احساس تنهایی و شکست نکنه.

  • سلام سپینود عزیز: کار متفاوت و زیبایی از شما خوندم با واژه ها و تعابیری بسیار عالی :-)

    فقط چند نکته با اجازه تون:

    قافیه برگ و تنگ که البته آگاهانه بوده

    با حرفای دم دست: فکر میکنم از وزن خارج شده

    فنجونای لب پر که قهوشون سرده
    یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده : این بند هم فکر میکنم حشو داره..(تکرار سربودن قهوه)

    درکل عالی قلم زدی..می پسندم..موفق باشید @};- @};- @};-

    • سلام ممنونم
      قافیه ها که بله تعمدی بود
      حرفای دم دستو متوجه نشدم.نمیدونم شاید
      اما درمورد تکرار سرد بودن باید بگم اونم تعمدی بود
      حس کردم وقتشه که مصراع اول دوباره بیاد تو کار.مث یه راهی که تا وسطاش میری بعد دوباره برمیگردی رو نقطه ی اول.فقط برای یه لحظه
      سلیقه ای بود.اگه حشوش خیلی تو ذوق میزنه یه فکری به حالش میکنم :-)
      خوشحالم که خوشت اومده @};- @};- @};-

  • سلام آبجی
    کار زیبایی بود…احسنت…
    =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام،تبریک به خاطر فضاسازی زیباتون،انگار که این فضا رو شخصا درک کردید. @};- @};-

    • سلام و تشکر
      یه شاعر،که البته من هیجوقت خودمو شاعز نمیدونم،همه چیزو باید درک کنه
      حتی چیزایی که هیچوقت رخ ندادن یا رخ نخواهند داد!
      اینو گفتم که بدونید این خصلت شعره نه توانایی من!
      ممنونم @};- @};- @};- @};-

  • سپینود عزیزم یه ترانه زیبا و متفاوت خیلی عالی بود :-x :-x :-x @};- @};- @};-

  • سلام خانم پهلوانی عذر خواهی میکنم که دفعه قبل ترانتونو نقد نکردم .چون شرایط روحی مناسبی نداشتم و نتونستم ترانه هارو خوب بخونم.
    خدمت شما عرض شود که موضوع بسیار جالبه.بسیار خوب فکر کردید که چنین فاکتورهایی رو با مفهوم ظاهری و درونی خوب کنارهم آوردید.اما من هر کاری کردم نتونستم با ریتم و ملودی این ترانه رو به صورت پاپ بخونم و فکر میکنم هم از لحاظ وزن و ریتم و هم محتوا بهتره در سبک های دیگه مثل راک رپ و… روش کار بشه .در صورت اجرا توی این سبک ها و حتی شاید ۶و۸ یک ترانه ی محبوب خواهد شد.
    خلاقیت و باز بودن فکر شما قابل تحسینه و توی ترانه های اجتماعی،رفتاری توانایی خوبی دارید و خوب دست و پنجه نرم میکنید، کاری که من هرگز نتونستم و فقط یک ترانه حدودا اجتماعی دارم.این برگرفته از دغدغه ها و دقت شما به این گونه مسائل هست.مثل داستان اسید پاشی که خوب روش مانور دادید
    سربلند باشید @};-

    • سلام اقای تلیکانی
      میدونستم که برمیگردید پای کارم و مطمئن بودم حرفهای زیادی برای گفتن دارید.
      ولی این که همش شد تعریف! :-)
      من تمام زندگی و فکرم مردممه.جامعمه.ایرانمه!
      در مورد ریتمشم باید بگم درسته.البته من سررشته ی چندانی ندارم تو موسیقی اما فکر میکردم که تو راک بهتر جواب بده که با فرمایش شما مطمئن شدم
      اتفاقا برای هر کسی خوندمش بهم گفته این کار باید اجرا بشه.
      خیلی لطف کردید به خط خطی های من سر زدید.ممنونم برادر :-) @};- @};- @};- @};-

  • سلام سپینود عزیزم واقعیتش زیاد نتونستم با ترانت ارتباط برقرار کنم که این مشکل تا حدود زیادی از منه اما وقتی از ترانت تعریف میشه قطعا ترانه ی خوبی نوشتی عزیزم لایک۶ تقدیمت @};- @};- @};- @};- @};-

  • خب خدا به دادت برسه اومدم واسه نقد :-))

  • خب مثل همیشه داداش گلم جناب سرمدیان کولاک کردند و جایی نگذاشتند واسه نقد دیگران… تنها نقدی که میتونم بکنم ( یه گیری باید داد بالاخره ;)) ) اینه که قربون اون هنرمندیات بشم من ، درسته اینجا آکادمی ترانستو همه ترانه سُرا اما به جز ترانه سُرا ها افراد عادی هم حضور دارند و ترانه شما رو میخونند… هجا ها رو کامل بنویس ( ترانه سُرا ها و افرادی که با نُت آشنایی دارند متوجه میشوند چی نوشتی ) اما افراد عادی شاید درک نکنند…
    —–
    یه کافه ی تاریک قهوه ی یخ کرده
    —–
    الان من خودمو گذاشتم جا اون فرد عادیه
    فرد عادی : چی نوشته؟یه کافه ی تاریکه قهوه ی یخ کرده ، یعنی چی ( ۲۰۰ ۳۰۰ بارم بخونه شاید متوجه نشه چی نوشتی )
    —-
    خودت رو بزار به جای یک فرد عادی که هیچ چیز از عالم هنر نمیدونه و فقط اومده ترانه بخونه لذت ببره چجوری اینو میخونی؟ :-/
    به نظرت این هجا کجا کاربرد داره؟ ===> ( ، ) چرا آخه بیشترتون ازش انقدر سر سری میگذرید؟
    ——
    یه کافه ی تاریک ، قهوه ی یخ کرده
    ——
    الان من خودمو گذاشتم جا اون فرد عادیه
    فرد عادی : به به عجب ترانه ایه لذت بردم
    =========
    امیدوارم متوجه منظورم شده باشی ، با زبونه همون کودک درونه نقد کردم :-)) ولی در کل فوق العاده بود ترانت :-x
    موفق که هستی
    پیروز باشی

    سامانی @};-

  • راستی لایک ۷ هم… =D>

  • سلام سپینود جان
    ترانه زیبا با فضای جدیدی بود @};- =D>
    دوست داشتم ترانتو موفق باشی @};-

  • سلام
    به به
    عاشق زبان و وزن و واژه های متفاوتم
    پسندیدم ۸ موفق باشی

  • درود بانو بانو بانو بانو سپینود خودم یه ترانه از بازی پاسور دارم البته به قدرت ترانه شما نیست خیلی ترانه خوبی بود اما چند تا سوال دارم جسارتا احساس میکنم نیمایی برا قافیه فقط اومده پز نیمایی ترکیب خوبی نیست اتفاق کسانی که ازای روشنفکری رو در میارن پز شاملویی میدن تا نیمایی البته این نظر منه
    سیگاری برگ هم برای قافیه اومده چون اصولا در ایران خیلی سیگار برگ نمیکشن ودر سایر جاها هم سیگار برگ نماد سیاستمدارهاست در امریکا در جلسات سیاسی و دیدارهای مهم سیگار برگ تعارف میکنن و نماد روشنفکری نیست به نوعی
    در استفاده از مضامین پاسور به نظرم بهتر بود مثلا از شاه خشت یا سرباز خشت کار میکشیدی که این تقابل بهتر جلوه کنه بازهم جسارت منو ببخشید لایک هم که دادم

    • سلام
      ممنونم از نکته بینیتون اقای سکوت
      بله تا حدودی با فرمایشتون موافقم
      البته سیگار برگ تو ایران استعمال میشه
      من قصدم در کل خلق یه فضای خاص و متفاوت بود
      یه جایی که توش ورق بازی میکنن و گرس میکشن و بطری بازی میکنن
      البته این کارا تو هر جایی رایج نیست!تو ترانه میشه هرچیزی رو تصور کرد
      ممنونم :-) @};- @};- @};-

  • سلام سپینود عزیز، کارت خوب بود
    عمدا راعیت نشد قافیه رو متوجه نمیشم، یعنی چی؟ قافیه جز فرم ترانه س و باید رعایت شه
    گیتارای خاکی؟
    پایان کار خوب بود و به نظر ترانه سرا که مست از المانهایی که به کار بده یهو هوشیاریشو به دست میاره و حتی خارج از وزن که به نظرم توجیه پذیره و فرمو در خدمت محتوا میذاره و نیمه مست یه چیزاییو میگه
    موفق باشی

    • سلام
      خب اره قافیه تو خون شعره کلا!
      اخه من تو این کار خیلی رو حرفایی که میخواستم بزنم تاکید داشتم.میتونستم به جای سیگار برگ بگم بنگ ولی خب کلاس اون بیشتره!زیادم بد نیستا.(توجیه کنم کارمو :-) )
      گیتاری که کهنه ست و مدتهاست زده نشده.خب خاک میگیره دیگه منظورتونو نمیفهمم!
      اخر کارم دوست داشتم از وزن بزنم بیرون.یعنی یجورایی با هم خویشاوندن این دوتا ریتم.میخواستم اینو تجربه کنم
      ممنونم ازتون دوست خوب و شاعر پیشه :-) @};- @};- @};- @};-

      • خب چرا باید گیتار خاکی باشه تو این فضا؟
        والا من شنیدم خاک رو کتاب بشینه ولی گیتار خاکیو نشنیدم
        کلیت کار گیجی و مستیو به من القا میکنه و راکد بودن و خفه بودن فضا خیلی خوبه با حرف نیما درباره پز نیمایی هم موافقم
        دوست خوب شاید باشم ولی شاعر پیشه خودتی @};-

      • شاید یکی با سازش قهر کرده خب!من احساس کردم گیتار درب و داغون و خاکی به تاریکی و جو کافه میاد.تو ذهنم این جوری مجسم شد!ولی ظاهرا نمیاد.خب عوضش خواهم کرد.
        رو کتاب خاک بشینه هم حرف دو پهلوی خوبی بود :-)
        خوبه که کارم گیجه.هرفم همین بود!شکر
        ما شاگرد شماییم :-) @};- @};-

      • ای بابا!
        من شاگرد همه هستم!
        راستی یه چیزی میخواستم بگم چون بوف کور دوست داری
        پریشب یه مطلب خوندم که صادق هدایت ۷ سطر از بوف کورش دقیقا ترجمه ی کار یکی از نویستده های فرنگه الان اسم نویسنده یادم نیست، اونجا که می آدم و صورت های مختلف و … رو میگه
        هرچند بوف کور خیلی خوبه و جای بحث داره ولی آوردن اصل یه کتاب تو بوف کور و اشاره نکردن بهش خیلی بده
        شاید بخاطر این بوده که اون زمان مردم زیاد زبان بلد نبودند
        یا مثلا سمفونی مردگان عباس معروفی که دیگه خیلی تقلید از ۱۰۰ سال تنهایی گابو هست
        @};-

      • اره ریلکه
        آلمانیه
        اینکه هدایت تحت تاثیر یک یا چند اثر بوف کورو نوشته باشه بد نیست.ولی اینکه عینا همون باشه و ذکر نشده باشه خیلی بده
        اما من بوف کورو بخاطر تمامش دوست دارم.
        حالا صادق هدایت خدابیامرزو میبخشیم.اگه رندی کرده یا یه چیزی تو مایه های قضیه ی اژانس شیشه ای بوده و ووو دیگه بیخیال میشیم
        اونهمه واسه اثرش به به و چه چه کردیم.اون همه چیز خوب داره بوف کور!
        @};-

      • @};-

  • سلام دوست من
    جسارت کار رو دوس داشتم

  • سلام از قافیه هایی که استفاده کردید لذت بردم. تبریک میگم .به ماهم سر بزنید :)

  • پسند+
    @};-