ترانه های بی خاصیت

واسه فرار از غصه ها
غرق ترانه هام می شم
تا بدی و سیاهی هست
نرو دیگه بمون پیشم

بودنِ تو کنارِ من
برام یه دنیا ارزشه
فقط صداتو بشنوم
بازم خوبه اون مرزشه

این همه های و هوی من
نمی رسه به گوشِ تو
بارِ غم و غصه با من
نمی ذارم رو دوشِ تو

این همه آخه افتادم
به ناله هام جواب بده
یه عشقِ ساده و قشنگ
بیداری نه تو خواب بده

تو غصه ها شناورم
ترانه به دادم برس
اگه حنات رنگ نداره
طلا نخواستیم بشو مس

باید برا سوزِ دلم
دنبالِ یه چاره باشم
ترانه بی خاصییته
یه جور دیگه شاید پاشم

اومدم با ترانه هام
غصه هارو چاره کنم
نشد، کدوم راهو برم
زنجیرارو پاره کنم

۷۲۰
۴۱

درباره‌ی ناهید سلیمانی

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.ستایش کردم گفتند خرافات است.عاشق شدم گفتند دروغ است. گریستم گفتند بهانه است.خندیدم گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم.(دکتر شریعتی)
عضویت