تیتر جنجالی

توی روزنامه امروز، زده یک تیتر جنجالی
نوشته عاشقم هستی، نوشته دوستم داری

تمام شهر فهمیدن، به حافظ هم خبر دادی
بازم شعر و بازم حافظ، بازم این فال تکراری

"اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا"
یه دنیا مهربونی رو، تو به قلبش بدهکاری

منم انگار درگیرم با این احساس ناخونده
یه احساسی بهم میگه آره، تو دوستش داری

توی روزنامه ها بازم زدن این تیتر جنجالی
نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری
نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری

از ترانه های قدیمی

۶۲۷
۳۲

درباره‌ی شكوفه عبدلي

شكوفه عبدلي / یک قرن مرده بودم در انتهای فریاد دست مرا گرفتی، گفتی شکوفه برخیز برخاستم ولی نه، در این زمانه هستم حرف نگفته ای در این واژه های ناچیز امشب که با تو هستم ، جای دو چیز خالیست یک مولوی کم است و، دیوان شمس تبریز / آدرس وبلاگم: http://nmidanm.blogsky.com
عضویت

  • چقد خوب و دلنشین بود
    حسی خوبی داشت واقعا :)

    توی روزنامه ها بازم زدن این تیتر جنجالی
    نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری
    =D> @};- @};- @};-

  • سلام بسیار زیبا و جدید.موضوع و فضایی جدید خلق کردید.احسنت

  • سلام شکوفه عزیز
    بسیار زیبا و جذاب @};- @};- =D> =D> لذت بردم @};-

  • عزیزم واسه تنوع هم که شده بعضی وقتا بد بنویس نظرت چیه؟ ;))
    لایک @};-

  • سلام شکوفه جان احسنت خیلی عالی.. :-)

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا”
    یه دنیا مهربونی رو، تو به قلبش بدهکاری

    این بند خیلی قشنگ شده فقط “تو” اینجا حشوه و از زیباییش کم نیمنه و اگه بجای “تو به قلبش” ، بگی: “به احساسش” به نظرم بهتر بشینه:

    اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا”
    یه دنیا مهربونی رو، به احساسش بدهکاری

    جسارت منو ببخشید شکوفه جان…لایک تقدیمت. :-) @};- @};- @};-

    • سلام مریم عزیزم
      خیلی ممنون پیشنهادت خیلی عالیه همینو میزارم البته نمی دونم چه طور باید تو این صفحه ویرایشش کنم . تو وبلاگم همین جور که شما گفتی می نویسمش.ممنونم از کمکت عزیزم. @};- @};-

      • سلام شکوفه جون
        مثله همیشه زیبا و با احساس
        واینکه اینجا دیگه نمیشه ویرایشش کنی فداتشم و اینکه آدرس وبلاگت چرا این مدلیه؟!!!!
        به نظرم خیلی صریحه چشم بصیرت میخواد ;))
        آدرسشو درست کن عزیزم تا برم یه سر بهت بزنم
        موفق باشی @};-

      • سلام مائده جونم
        نمی دونم چرا این جوری شده بود. درستش کردم.ممنون از دقتت.
        منت میزاری عزیزم.منتظرت هستم @};- @};-

  • سلام آبجی
    کار بسیار زیبایی بود…احسنت…لذت بردم…
    =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم عبدلی

    ترانه زیبایی بود اما به نظرم خیلی بیشتر می تونستید پیش برید اما زود راضی شدید …

    ترانه هاتون الهام بخشه..

    @};- موفق باشید @};- @};-

  • سلام و درود خانم عبدولی
    کار قشنگی خوندم ممنون =D> =D> =D> =D>
    @};- @};- @};- @};-

  • سلام. @};- @};- @};-
    ببخشید که تو صفحه شما بی اجازه در مورد چیزی جز ترانه تیتر جنجالی صحبت میکنم.
    متن ترانه به اندازه اسمش جنجال نبود وخیلی لطیف و با احساس بود.من در ابتدا فکر کردم با یه ترانه ملتهب رو به رو خواهم شد.پسند ۵
    اما در مورد ترانه ضعیف تیر خلاص.
    خواهش میکنم. با این تعریف های شما من شرمنده میشم..من در اون حدی که شما میفرمایید نیستم و فقط تجربیاتی داشتم و اگه دانشی هم در این زمینه داشته باشم بصورت تجربی حاصل شده و درس موسیقی نخوندم.
    زیبایی از نگاه شماست که ترانه پُر ایراد منو زیبا میبینه.
    اوایل نمیدونستم بهتره که اول ترانه گفته شه و بعدا رو ترانه ملودی گذاشته شه یا اول ملودی ساخته شه و رو ملودی ترانه گفته شه بهتره.
    از لحاظ ادبیاتی به نظر من باید اول ترانه گفته شه که از اصول و قواعد شعر کلاسیک خارج نشیم.
    ولی باید ببینیم هدف از تولید اون اثر هنری چیست؟
    اگه هدف اصلی بیان نا گفته های دل ماست و میخواهیم حرفای مهمی در چهارچوب شعر کلاسیک بزنیم که ابتدا باید با تمام محدودیت هایی که قواعد و اصول شعر کلاسیک ایجاب میکنه ؛ ترانه سروده شه و در همون چهار چوب باشه که از لحاظ ساختاری ایرادی از اون ترانه نشه گرفت.
    ولی اگه از همون ابتدا هدف اصلی تولید موزیک باشه و حساسیت و وسواس بیشتری رو ملودی بذاریم؛طبیعتا نمیشه تمام چهار چوب های شعر کلاسیک رو رعایت کرد و گاهی مجبور خواهیم شد قواعد رو نادیده بگیریم.

    مثال ترانه ” آخه دل من از محسن یگانه ”
    آخه دل من دل دیوونه من
    تا کی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
    آخه دل من دل ساده من
    دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمره آزگار
    من اطلاعات کمی در مورد ادبیات و قالب های شعری دارم ولی این ترانه ای که مثال زدم فکر نمیکنم در هیچ یک از قالب های شعری بگنجه.درست عرض میکنم؟؟؟
    مشخصه که در ابتدا هدف هنرمند ساخت موزیک بوده و اگه بخواهیم این ترانه رو بصورت مکتوب و بدون موزیک منتشر کنیم انتقادات سخت و ایرادهای بزرگی دوستان منتقد خواهند گرفت.
    من ترانه ای میتونم برای شما مثال بزنم که تا وقتی ملودی این ترانه شنیده نشه فکر میکنیم این ترانه نیست و نثره.مثل انشاست.ولی وقتی ترانه رو به همراه موزیک میشنویم متوجه زیبایی ترانه میشیم.
    ولی بی شمار ترانه میشه مثال زد که ابتدا ترانه سروده شده
    باور نکن تنهئیت را
    من در تو پنهانم تو در من

    از من به من نزدیک تر تو
    از تو به تو نزدیک تر من
    که با وجود تمام محدودیت های شعر کلاسیک بسیار زیباست و تمام قواعد شعری هم رعایت شده و اگه بصورت مکتوب و بدون موزیک هم منتشر بشه چیزی از ارزش این ترانه کم نخواهد شد.
    بله کاملا حق با شماست.ملودی خیلی کا رو سخت تر میکنه
    گاهی اینقدر محدود میکنه که نمیشه توضیح داد و فقط باید روی ملودیه آهنگسازان سخت گیر ترانه گفت تا تجربه کرد این سختی هارو.
    من ترانه های خیلی خوبی دیدم از شما.و از خوندن خیلی از ترانه های شما لذت میبرم @};- @};- @};-

    • محسن جان عزیز دلم فدات شم ، عمرم نفسم زندگی ، یکم معلوماتت رو ببر بالا بعد انتقاد یا پیشنهاد یا راهنمایی کن فدات بشم… شاید یه راهنمایی اشتباه طرفت رو یک دنیا از هدفش دور کنه… نکن فدات شم ، حرص نده :-))

      • سلام. @};-
        اولا من انتقاد یا پیشنهادی واسه خانم عبدلی نداشتم.چون سواد و درک هنریِ ایشون خیلی بیشتر از من و شماست و به راهنمایی ها و دلسوزی های من و شما نیازی ندارن.فقط در مورد تجربه کوچکی که در ترانه گفتن بروی ملودی داشتم یه خاطره ای تعریف کردم برای ایشون نه برای شما.
        ثانیا من همون ابتدای کامنتم، عرض کردم من سواد این کار رو ندارم و فقط تجربه ای که ممکنه کاملا اشتباه هم باشه رو دارم بیان میکنم.پس من اصلا ادعایِ فضل و دانش در مورد موسیقی و ادبیات نداشتم. ایشون نسبت به بنده لطف ذاشتن که خواستم عرض اذبی کنم خدمت ایشون و بگم پیامشون رو خوندم.
        ثالثا شما زیاد حرص نخور و نگران خودت باش.اگه برای شما پیشنهادی داشتم یا کامنتی گذاشتم اونوقت میتونی بیای بگی سوادت کمه و برام کامنت نذار.اینجا صفحه خانم شکوفه عبدلی است و خودشون هم خدا رو شکر سواد و درک و شعور و شناخت هنریشون خیلی بیشتر از منه و شماست و اگه حرفام اشتباه باشه اینقدر قدرت تجزیه و تحلیل دارن که حرفامو قبول نکنن پَس نیاز به دلسوزی شما ندارن.
        عذر میخوام که مثل خودتون باهاتون صحبت کردم.فقط میخواستم بگم کسایی مثل شما که اعتماد به نفس کاذب دارن و به خودشون اجازه میدن میان صحبت دو نفر دیگه مداخله کنن ، آب این رودخانه زیبا(منظورم آکادمی ترانه هست) رو گِل آلود کردن و فضای دوستانه اینجا رو تبدیل به میدان جنگ کردن.ازتون خواهش میکنم از تکرار این اشتباه اجتناب کنین.
        و در پایان عذر خواهی میکنم از شما خانم عبدلی اگه جسارتی کردم و یا اگه لحن کامنتم طوری بوده که انگار خیلی میدونم.اگر جه هیچ ترانه ای بی نقص نیست ولی من از خوندن ترانه های زیبای شما لذت میبرم.

      • بنده ادعای سواد نمیکنم رفیق اما در حدی هستم که اعتماد به نفسم کاذب نباشه و توی دپارتمان ادبی کشور به عنوان منتقد ادبی استخدامم کردند…
        بنده کلاً با همه دوست هستم و هیچ دشمنی ندارم به کسی هم جسارتی نکردم ولی ثانیه به ثانیه میبینم اینور اونور میشینی و نقد میکنی… دوستِ من زشته…. نکن این کارو ، شکوفه جان و بقیه دوستانِ عزیز آکادمی سرور بنده هستند اما واسه چاپلوسیم دیگه از کسی وقتی نمیدونی دانشش در چه حده تعریف و تمجید نکن :-))
        امیدوارم روزی یک ترانه سُرا شوید :-x
        خدانگهدار

    • سلام و عرض ادب
      ممنون بابت توضیحاتی که فرمودید.سپاس از وقتی که برام گذاشتید.
      بله یه سری مقاله هم در این زمینه ( اول ملودی بعد ترانه خوندنم) که به این نکته تاکید داشت که اول ترانه گفته بشه بهتره چون اصولش رعایت میشه( وزن و قافیه و سایر ویژگی های ادبی) و یه کار خلاقانه به وجود میاد که ماندگاری بیشتری هم داره چون ذهن آهنگساز دیگه طرف ملودی های تکراری نمیره و مجبور میشه ملودی رو بزاره که هماهنگ با کلمات و احساسات ترانه باشه و این باعث میشه ترانه ها با ملودی های متفاوت و ماندگار تر به وجود بیاد. البته این مورد هم مثل هر مورد دیگه ای در دنیا استثنا داره و این طبیعیه.

      اما در مورد این ترانه که فرمودید:

      توی آینه خودتو ببین چه زود به زود
      توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه
      نذار که تو اوج جوونی غبارغم
      بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه ( دوبیتی با توجه به چینش قافیه ها)

      منتظرش نباش دیگه او تنها نیست
      تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون نمیاد
      خودش می گفت یه روزی میذاره میره
      خودش میگفت یه روز خاطره هاتو می بره از یاد( دوبیتی باتوجه به نظم قافیه هاش)

      آخه دل من دل ساده ی من ( ترجیع بند: بیتی که تکرار میشه)
      تاکی میخوای خیره بمونی به عکس روی دیوار
      آخه دل من دل دیوونه ی من
      دیدی اونم تنهات گذاشت بعد یه عمر آزگار ( آزگار و دیوار که هم قافیه اند)

      ترانه بعضی وقتا یه تفاوتهایی با شعر کلاسیک پیدا میکنه مثل واژه هایی که استفاده میشه( محاوره ای)
      وزنش هم معمولا غزل چارپاره است. البته بر طبق نظر ترانه سرا ممکنه جای قافیه ها تغییر کنه. ترانه با شعر کلاسیک متفاوته در هر صورت باید قواعد وزن و قافیه رعایت بشه مگر اینکه شعر در قالبهای سپید نو و یا سایر قالبها خونده بشه که اون بحثش جداست.

      به هر حال همه ی ما که در این اکادمی هستیم اومدیم یه چیزی به معلوماتمون اضافه کنیم و از هم یاد بگیریم. هیچ کدام از ما بر اون یکی برتری نداره . همه چیز را همگان دارند. اگر هم جایی رو نمیدونیم میپرسیم و در کمال ادب و احترام میگیم که این قسمت رو اینجوری بگیم صحیحه بر طبق این اسناد و نظریات.

      ممنونم بابت وقتی که برام گذاشتید. موفق باشید.

      • سلام و عرض ادب و احترام آقای سامانی
        ممنونم از دقت نظر و وقتی که گذاشتید.
        این ترانه از اولین ترانه هامه و قطعا ایراداتی داره.( همه چیز را همگان دانند، اصلاح کنم تو کامنت قبلی اشتباه تایپ کردم)

        خیلی هم خوشحال میشم که ایرادات کارمو بدونم چون باعث پیشرفت کارم میشه و اینکه شاید یه چیزایی رو خودم واقعا توجه نشم و در ترانه بیارم و از دید یه مخاطب از بیرون کاملا مشهود باشه. درستشم اینه که بهم بگن تا اصلاحش کنم سر فرصت این ترانه رو باز نویسی میکنم و سعی میکنم بهترش کنم.
        ——
        این قسمت که علامت زدم حس میکنم ایراد قافیه داره،به نظرت درسته حسم؟ :-?
        ——-
        منم انگار درگیرم با این احساس ناخونده
        یه احساسی بهم میگه آره، تو دوستش داری
        اینجا قافیه تکرار شده به دلیل مفهوم مجبور به انتخاب این قافیه شدم.
        ——
        هجای کاما را باید قبل از آره بیاری که وزنِ ترانه بهم نریزه
        منم انگار درگیرم با این احساس ناخونده
        یه احساسی بهم میگه ، آره تو دوستش داری

        بله حق با شماست. ممنونم از نکته ی به جاتون.
        ——-
        توی روزنامه ها بازم زدن این تیتر جنجالی ( بازم یک تیتر جنجالی)
        نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری
        ——
        به جای این بهتره بیاری یک ( این ایراد نیست فقط نظر شخصیه تغییرش بدی زیبا تر میشه ترانت )

        بله این جوری زیباتر هم میشه
        وقتی ترانه ای نقد میشه یعنی مخاطب با دقت اونو خوندن و این خیلی ارزشمنده و جای تقدیر داره.

        و اما در مورد صحبتهایی که جناب یاران فرمودند من از ایشون در زمینه ملودی و ترانه سوالاتی داشتم که از روی تجربه خودشون گفتن و خودم هم از طریق مطالعه مقاله ها مصاحبه هایی از اساتید بزرگ موسیقی و ترانه ایران به مطالب خوبی رسیدم و قطعا نتیجه گیری از این صحبتها رو خودم باید انجام بدم و درست رو از نادرست تشخیص بدم. درسته؟
        کاش صبر میکردید خودم پاسخ میدادم.
        به نظرم اصلا صحیح نیست که چنین برخوردی با هم داشته باشیم و حاشیه سازی کنیم. هر کسی ممکنه در کارش دچار اشتباه بشه حتی اساتید بزرگ ، کار بی عیب فقط متعلق به خداست. اگر می بینیم کسی یه جایی اشتباهی مرتکب شده می تونیم خیلی دوستانه و به دور از تعصب و با لحنی دوستانه بهش بگیم که در این زمینه اشتباه میکنه تا اصلاحش کنه و قطعا این طوری طرف مقابل ازمون متشکر هم میشه.
        من مطمئنم که شما از روی دلسوزیه که نکاتی رو یاد آور میشید و برای بهتر شدن سطح ترانه هاست اما به عنوان یک عضو کوچک از خانواده ی آکادمی ازتون میخوام که با لحن صمیمانه تری این کار رو انجام بدید تا به کسی برنخوره و در عین حال متوجه اشتباهش بشه. این جوری سوء تفاهم هم پیش نمیاد. قضاوت نکنیم و برچسب هم نزنیم.

        ممنونم از دو عزیز. امیدوارم که دیگه هر گز چنین برخوردی با هم نداشته باشیم.
        پرحرفی بنده رو ببخشید.
        موفق باشید. @};- @};- @};-

      • آره.شما درست میفرمایید. @};-
        از نظر قافیه دوبیتی است ولی از نظر بلند و کوتاهی مصرع ها؟؟؟
        مگه در دوبیتی نباید تعداد هجا ها در هر چهار مصراع برابر باشه؟

      • تعدادهجا ها نه تنها در دو بیتی بلکه در تمام اشعار کلاسیک باید برابر باشه اما گاهی اوقات شاعر میتونه از اختیارات شاعری هم استفاده کنه.

        این اختیارات به دو دستۀ اختیارات زبانی و اختیارات وزنی تقسیم می‌شوند:

        ۱- اختیارات زبانی

        الف) حذف همزه. مثال:

        من آن نگینِ سلیمان به هیج نستانم /// که گاه‌گاه بر او دستِ اهرمن باشد

        که در آن، “من آن”، که دو هجای بلند است، به‌صورت “منان”، یعنی یک هجای کوتاه و یک بلند خوانده می‌شود.

        ب) تغییر کمیت مصوت‌ها. مثال:

        ساقی سیم‌ساق من، گر همه دُرد می‌دهد /// کیست که تن چو جام می، جمله دهن نمی‌کند؟

        که در آن، مصوت «ـی» در کلمۀ “ساقی” کوتاه خوانده می‌شود.

        دانی که نوشداروی سهراب کی رسید /// آنگه که او ز کالبدی بیشتر نداشت

        که در آن، مصوتِ «ـو» در آخرِ “نوشدارو” کوتاه تلفظ می‌شود.

        ۲- اختیارات وزنی: شاعر می‌تواند بعضی از پایه‌های عروضیِ مصراع‌ها را تغییر دهد. این نوع تغییرات به چهار صورت ممکن است رخ دهد که معمول‌ترین آنها عبارتند از:

        الف)اضافه: در آخر هر مصراع، اضافه بودن یک یا چند صامت در آخرین هجا مجاز است. شاعر، در آغاز مصراع، می‌تواند رکن “فعلاتن” را به “فاعلاتن” تبدیل شود. مثال:

        مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست /// تا کنم جان از سرِ رغبت فدای نام دوست

        که در هر دو مصراع، دو حرفِ «ست» اضافه بر تقطیع است.

        ب) حذف: گاه یک هجای کوتاه از آخر یا اول مصراع حذف می‌شود. مثال:

        کی باشد و کی که ناگهی ما /// این پرده ز کار خویش بدرانیم

        که مصراع اول، نسبت به مصراع دوم و کلّ شعر (قصیده)، یک هجای بلند کم دارد.

        ج) تبدیل: تبدیل دو هجای کوتاه متوالی به یک هجای بلند. این تبدیل معمولاً در هجای ماقبل آخر مصراع (پایۀ کوچکِ پایان مصراع) پیش می‌آید. مثال:

        سوی همسایه پیِ نان رفتم /// تا مرا دید، درِ خانه ببست

        که در مصراع اول، دو هجای کوتاه متوالی تبدیل به یک هجای بلند شده‌است.

        د)قلب: گاه درضمنِ یک مصراع، یک هجای بلند و یک هجای کوتاه جابه‌جا می‌شوند. مثال:

        کیست که پیغام من، به شهرِ شروان بَرَد؟ /// یک سخن از من بدان مرد سخندان بَرَد؟

        که در مصراع اول، به‌جای “مفتعلن”، “مفاعلن” آمده‌است

        در این ترانه هردو بیت بیست هجا دارن فقط یه جاهایی هجای کوتاه به بلند تبدیل شده. اگه اشتباه نکنم وزن ترانه این باشه :مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

        البته اینم بگم در ترانه یه مقدار موضوع فرق میکنه اول اینکه شاید خیلی از ترانه ها زیادتابع وزن و .. نباشن و ایرادات وزنی هم داشته باشن. اما این دلیل نمیشه ما بگیم چون اینا وزن و قافیه رعایت نکردن ما هم رعایت نکنیم چون آدمایی معروفی اینا رو گفتن یا خوندن. متوجه منظورم میشید؟

      • به نظر من ترانه سرا با رعایت وزن و قافیه میتونه قالب های جدیدی رو هم تجربه کنه. خودم چند بار از این کارا کردم و نتیجه ش هم خوب و راضی کننده بوده. البته اگر اطلاعاتی بیشتر در این زمینه پیدا کنم حتما خبرتون میکنم.
        موفق باشید. @};- @};-

      • ممنموم از توضیحاتتون. @};-
        من هم برای وزن و قافیه اهمیت قائلم.

  • سلام شکوفه خانم ترانه زیبایی ازتون خوندم موفق باشید @};- @};- @};-

  • خوب بود شکوفه ی عزیز ولی ایراداتی داره که اگه رفع بشه معرکه میشه… =D>
    بازم شعر و بازم حافظ، بازم این فال تکراری —-> قبل از انتقاد بگم که روانیه این بیت شدم خیلی دوستش داشتم
    —-
    توی روزنامه امروز، زده یک تیتر جنجالی
    نوشته عاشقم هستی، نوشته دوستم داری

    تمام شهر فهمیدن، به حافظ هم خبر دادی
    بازم شعر و بازم حافظ، بازم این فال تکراری
    *
    “اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل مارا”
    یه دنیا مهربونی رو، تو به قلبش بدهکاری
    *
    ——
    این قسمت که علامت زدم حس میکنم ایراد قافیه داره،به نظرت درسته حسم؟ :-?
    ——-
    منم انگار درگیرم با این احساس ناخونده
    یه احساسی بهم میگه آره، تو دوستش داری
    ——
    هجای کاما را باید قبل از آره بیاری که وزنِ ترانه بهم نریزه
    منم انگار درگیرم با این احساس ناخونده
    یه احساسی بهم میگه ، آره تو دوستش داری
    ——-
    توی روزنامه ها بازم زدن این تیتر جنجالی
    نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری
    ——
    به جای این بهتره بیاری یک ( این ایراد نیست فقط نظر شخصیه تغییرش بدی زیبا تر میشه ترانت )

    توی روزنامه ها بازم ، زدن یک تیتر جنجالی
    نوشتن عاشقت هستم، نوشتن دوستم داری

    ——-
    موفق و سربلند باشید @};-