طاعون بی وفایی

مونده کنار دریا
جای پاهای من و تو
از رو تن کو(ه) هنوزم
می یاد صدای من و تو

توی تموم جاده ها
من و تو یه رویا بودیم
خواستن و با هم بودن و
اندازه ی دنیا بودیم

ستاره ها شاهد بودن
شبامونو کنار هم
می خندیدیم و می شدیم
زمستونا بهار هم

زندگیمون قشنگ بود
اما بدا نذاشتن
تو ذهن و زندگیمون
تخم جدایی کاشتن

دست سیاه شیطون
دوخت پیرهن رهایی
پوشیدیم و گرفتیم
طاعون بی وفایی

حالا از اون همه خوشی
مونده یه یاد و خاطره
عشق من و تو هم شده
به دست غم مصادره

۵۲۵
۶