عذاب عشق

چقد تلخه هم آغوشي
با اين درداي تكراري
چقد سخته نفس دادن
به قابِ روي ديواري

تو رو هرگز نمي بخشم
دارم مي ميرم از سرما
تمومِ دلخوشيم بودي
حالا من،عاشقي تنها…

فلج شد پاي احساسم
توي اين گوشه گيري ها
تمومِ خلوتم پر شد
بدونِ تو با اين عكسا

تمومش كن جدايي رو
تا كي دس به دعا باشم
كجاي قصه مون بد بود
كه راحت رفتي از پيشم

يكي باشه يكي هم نه
كي گفته عاشقي اينه؟
كدوم مكتب مي گه كه غم
اصولِ دين و آيينه

ديگه بسه عذاب عشق
تمومِ جونِ من غم شد
حلالم كن خداي من
واسم اينجا جهنم شد…

۴۳۳
۱۲