♥ بغلم کن! ♥

شبِ عاشق کشِ دلگیــــر
شرجیِ بغضِ نفس گیــــر
مـــه و مـاه و ، دلِ پر آه
من و این غصه ی واگیر

لبه ی تیـــــغِ خیــــــالم
مثِ یـه قمـــریِ لالـــــم
تک و تنهــــا، تهِ دنیــــام
بَده حــــالم، بَده حــــالم

کارم از گریه گذشتــــــه
بغلم کـــن! بغلـم کــــن!
منو آروم، به یه بوســــه
عسلــم کن، بغلــــم کن!

بَمه ایـــن حــالِ خرابـــم
گلِ نازم!  بغلــــم کـــن!
کمکم کـــن، دلمـــــو بـا
تو بســـازم، بغلـــم کـن!

بـــوی نعنـــای تنت تــوو
ریه هـــای نفســــامــــه
بده شونه ت رو به شونه م
شونه هات پامه، عصــامـه

بغــــلم کن! بغلـــــم کن!
توی آغوشت حَلَـــــم کـن!
حلقــه کـن دستتـــو دورم
بغلــــم کن! بغلـــــم کن

۶۴۳
۱۸

درباره‌ی عقیل پورجمالی

ریاضی خوندم از ۱۲ سالگی یه چیزایی شبیهِ شعر میگم و بیشترِ فعالیتم در ترانه سرایی مربوط میشه به انجمن شعر و ادب پارسی وبلاگ: agheeel.blogfa.com ایمیل: agheeel@gmail.com
عضویت

  • سلام آقای پور جمالی بسیار زیبا و ریتمیک لایک اول تقدیمتون

  • سلام عقیل جان
    این کار قابل ممیزی نیست…خیلی مورد داره… ;)) …ولیکن شاد و دلنشین بودن کار رو فوق العاده دوست داشتم…آفرین…
    =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};

    • سلام امین جان!
      ممنون از حضورتون ..برای اجرا، اون صحنه های مورددارشو سانسور میکنم..مثلا به جای “بغلم کن” میگم “بیا کنارم بشین”..یا به جای “حلقه کن دستتو دورم” میگم “حلقه برات میخرم، بکن دستت”…همیشه شاد باشید..دوست عزیز♥♥♥♥

  • ترانه ی زیبایی بودمثل همیشه
    پرازاحساس موفق باشی جناب پورجمالی @};- @};- @};-

  • سلام جناب.موفق باشید لذت بردم

  • سلام مثل همیشه جالب و زیبا بود @};- @};- @};- =D>
    راستی طرف مقابل خودشو با عرق نعناع شسته که بوی نعناع میده آخه عطری با بوی نعناع نشنیدم :-) @};-

    • خانم ملکی عزیز سلام..ممنون از حضورتون♥♥♡♥♡♥♡♡♥
      عطرش یه مارک فرانسویه..خیلی هم خوشبوئه..اگر هم اکنون تماس بگیرید، یک عدد کرم نعنای مجانی هم به شما تعلق خواهد گرفت!!

  • ☼سلام آقای پور جمالی☼ @};-

    یاد ترانه مرا ببوس برای آخرین بار افتادم 8->

    شبِ عاشق کشِ دلگیــــر
    شرجیِ بغضِ نفس گیــــر
    مـــه و مـاه و ، دلِ پر آه ( مه همون ماهه اینجا ماه حشوه میتونه این باشه… من و ماه و دل پر آه)
    من و این غصه ی واگیر

    کارم از گریه گذشتــــــه
    بغلم کـــن! بغلـم کــــن!
    منو آروم، به یه بوســــه
    عسلــم کن، بغلــــم کن! ( عسلم کن !!! :-/

    بـــوی نعنـــای تنت تــوو ( این همه عطر !! بوی نعنا بیشتر واسه خمیر دندون به کار میره نه تن ;))
    الان دوباره آقای بهبهانی میاد میگه مدرسان شریف راه انداختی ;)) )
    ریه هـــای نفســــامــــه
    بده شونه ت رو به شونه م
    شونه هات پامه، عصــامـه (اینو دوست ندارم :-S آخه شونه هاش پاتونه .. عصاتونه … :-S )

    آقای پور جمالی ترانه ی نویی بود
    دیدتونو به ترانه دوست دارم
    دوست دارید واژگان رو به رقص در آرید که این کار ستودنیه
    لایک تقدیم شما @};- @};-

    • خانم عساری عزیز سلام
      خوش اومدین.. افتخار دادین.. از نقد و نکته سنجیتون ممنونم
      نکته ای که در موردِ “مِه” گفتین، به خاطرِ اینه که بنده این واژه رو اعراب گذاری نکردم.. “مَه” که اصلا به طور کل توی ترانه مردوده.. و قدمتش به زمان پینوکیو میرسه.. “مِه” درسته
      “بوسه عسل” رو بعنوان ترکیب وصفی به کار بردم.. احساس کردم به جای ” شیرین”، میتونم از عسل استفاده کنم.. تا حواس مخاطب رو با این واژه تحریک کنم.. همونطور که مثلا شما از شنیدنِ واژه ی “ترش” خیلی تغییری توی احساستون پدید نمیاد.. اما با شنیدنِ واژه ی “لیمو ترش”، لب و لوچه ی آدم جمع میشه… چون این واژه ملموس تره
      بوی نعنا رو خیلی دوس دارم.. بوی آرامش بخشی داره.. و با توجه به آرامشی که شاعرِ این ترانه از مخاطبش طلب میکنه،اونو صفتِ مناسبی می دونم و کاملا عامدانه به کار بردم.. راستش منم وقتی بستنی با طعم توت فرنگی میخورم.. احساس میکنم دارم شربت سرماخوردگی رو سر میکشم.. اما این موضوع جایگاه توت فرنگی رو عوض نکرده
      عبارتِ “شونه هات، پامه، عصامه” رو هم یه توضیح بدم:
      معمولا وقتی میخوایم به کسی که نمیتونه راه بره کمک کنیم،شونه مونو تکیه گاهش میکنیم.. همون نقشی که عصا داره
      خانم عساری عزیز!
      از نقدتون خیلی خوشم اومد.. وضیحاتم به معنای نپذیرفتنِ نقد شما نیست.. سعیم در استفاده از بعضی عبارات، برای فرار از عبارات کلیشه ای بود.. اینکه این ترانه چقدر توی انتقالِ این مفاهیم موفق بوده رو با میانگینی اکه از نظراتِ دوستان می گیرم، می سنجم
      .. و حتما این نقدا رو سرلوحه ی ترانه های بعدیم قرار میدم
      ممنونم… موفق باشید! @};- @};- @};-

  • ☼سلام آقای پور جمالی☼ @};-

    یاد ترانه مرا ببوس برای آخرین بار افتادم 8->

    شبِ عاشق کشِ دلگیــــر
    شرجیِ بغضِ نفس گیــــر
    مـــه و مـاه و ، دلِ پر آه ( مه همون ماهه اینجا ماه حشوه میتونه این باشه… من و ماه و دل پر آه)
    من و این غصه ی واگیر

    کارم از گریه گذشتــــــه
    بغلم کـــن! بغلـم کــــن!
    منو آروم، به یه بوســــه
    عسلــم کن، بغلــــم کن! ( عسلم کن !!! :-/

    بـــوی نعنـــای تنت تــوو ( این همه عطر !! بوی نعنا بیشتر واسه خمیر دندون به کار میره نه تن ;))
    الان دوباره آقای بهبهانی میاد میگه مدرسان شریف راه انداختی ;)) )
    ریه هـــای نفســــامــــه
    بده شونه ت رو به شونه م
    شونه هات پامه، عصــامـه (اینو دوست ندارم :-S آخه شونه هاش پاتونه .. عصاتونه … :-S )

    آقای پور جمالی ترانه ی نویی بود
    دیدتونو به ترانه دوست دارم
    دوست دارید واژگان رو به رقص در آرید که این کار ستودنیه
    لایک تقدیم شما @};- @};-

  • زیبا بود آقای پور جمالی مرسی @};- @};- @};- لایک

  • سلام عقیل جان. تا حالا توی شعر یا ترانه ای دیدی کسی بگه حلم کن؟؟؟ هیچ کس همچین عبارتی نمیگه. پس معلومه یه ایرادی داره که هیچ شاعری تا حالا دوس نداشته این جمله رو بگه. بیشتر روش فکر کن. @};- @};- @};-