خاطرات کودکی

چشامو می بندمو خاطره هام جون می گیره // بیادم بچه گیام دل سر و سامون می گیره
توی یک روستای سرسبزو مه آلودو قشنگ // میون آدمای ساده دلو خوبو زرنگ
مردی بود پاکو نجیبو با خدا // وجودش از تموم بدیهای عالم جدا
پدرمو می گم اون سنگ صبور // کوه استوارو یه چشمه ی نو ر
صبح که از خواب پا می شد/دستِ نوازشگر اون//می اومد اروم اروم /با خنده روی سرمون
مادرم با یه سبد عاطفه / مارو ناز می کرد // سفره محبتو / توی خونمون باز می کرد
بوی خوب نون تازه / توی خونه می پیچید // مادرم سبزیهارو / از توی باغچه مون می چید
شالیزارا سبز می شد/عطر برنج بلند می شد//آدمِ بی ذوق / توی روستا هنرمند می شد
بوی کشتزار برنج / آدمارو مست می کرد // مردمِ شهریِ افسرده دلو / هست می کرد
آدمای دِهِمون / همگی مهربون بودن // همه شون /ساده و با صفا و همزبون بودن
بچه های پا برهنه با لَبو لُپِ گُلی // زندگی با همدیگه تو خونه های کاگِلی
همه چی قشنگو دوس داشتنی بود // آسمون پر ستارش واسه من خواستنی بود
صدای نم نم بارون توی ناودون می پیچید//همه جا عشقو امید بود هیچکسی بد نمی دید
توی کوچه باغا ما می خندیدیم گُل می چیدیم//نعمتو لطفِ خدارو بی نهایت می دیدیم
اما رفت تموم شد اون دلخوشیا // موند برام فقط بجا ناخوشیا
چشامو وا می کنم اسیرِ حسرت بیکسی// توی شهر مونده برام فقط غمو دلواپسی .

۸۴۳
۶۱

درباره‌ی ناهید سلیمانی

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند.ستایش کردم گفتند خرافات است.عاشق شدم گفتند دروغ است. گریستم گفتند بهانه است.خندیدم گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم.(دکتر شریعتی)
عضویت

  • توجه
    سلام دوستان
    بعرضتون می رسونم در بیت اول مصرع دوم ( بیادم ) میم اشتباه تایپ شده در حقیقت بیاده بچه گیام درسته .
    بخاطر طولانی بودن شعرم ازتون عذرخواهی می کنم.

  • درود ناهید عزیز
    منو یاد قصه های مادربزرگ انداختی با این کار روایی
    سعی کن وزن کار رو رعایت کنی در ترانه هات و همچنین ایراد دیگه که توی بیشتر ترانه هات هست این شلوغ نوشتن و رعایت نکردن فاصله ها توی کادر صفحه س که باعث آزار مخاطب میشه
    سبز بمانی @};-

    • ممنون از حضورتون .
      آقای مقدم می بینید که هر کدوم از شعرهای من چقدر طولانیه اگه بخوام فاصله هارو رعایت کنم خیلی جا میگیره
      اونوقت هیچکس حوصله خوندنشو نداره اینطوری تو هم می نویسم که به نظر کوتاه بیاد بازم چشم. @};- @};- @};-

      • سلام خانم مقدم اینطور فکر نکنین بلندی شعر هیچوقت دلیل بزرگی برای تمومی حوصله خواننده نیست
        نقطه قوت ترانتون تصویر سازیه زیبایی بود که داشتین،در شعر خیلی ها مثل من از ضعیف بودن تصویر سازی می نالن :-S

      • ممنون از لطفتون آقای حسینی شکسته نفسی می کنید
        موفق باشید @};- @};- @};-

      • :-)) :-)) :-))
        شرمنده آره درست می فرمایید خانم سلیمانی نمی دونم چجوری اشتباه شد خلاصه ببخشید ;))

  • سلام
    تصویرسازیتون برای برای دور کردن مخاطب از فضای مدرن و بردن اون به فضای سنتی روستا با واژه هایی از جنس روستا، خیلی خوب بود..یه قسمتایی از ترانه تون خیلی دوست داشتنین که اسم میبرم:
    ♡♡”مادرم مادرم با یه سبد عاطفه ما رو ناز میکرد/سفره ی محبتو تو خونمون باز میکرد”♡♡
    ♡♡بچه های پابرهنه با لب و لپ گلی♡♡

    بعضی عبارات توی این ترانه وصله های ناجوری هستن مثل:
    بوی کشتزار برنج آدما رو مست میکرد/مردم شهری افسرده دلو “هست” میکرد
    یا عبارت”آسمون پر ستاره ش برا من خواستنی بود”
    سیر روایتگری ترانه هم میتونه بهتر باشه…ابتدای ترانه شاعر یه روستا رو توصیف میکنه و در ادامه دنیای شاعر کوچیک میشه و خونواده شو به تصویر میکشه و دوباره روستا رو توصیف میکنه…میتونستین توصیف روستا رو در ادامه ی همون بندای اول بیارین و در ادامه زووم میکردین روی خونه ی خودتون ..و اینجوری روایتی منظم تر و منطقی تر رو داشتین..یعنی به این صورت:

    چشامو می بندمو خاطره هام جون می گیره //
    بیادم بچه گیام دل سر و سامون می گیره

    توی یک روستای سرسبزو مه آلودو قشنگ //
    میون آدمای ساده دلو خوبو زرنگ

    شالیزارا سبز می شد/عطر برنج بلند می شد//
    آدمِ بی ذوق / توی روستا هنرمند می شد

    بوی کشتزار برنج / آدمارو مست می کرد //
    مردمِ شهریِ افسرده دلو / هست می کرد

    آدمای دِهِمون / همگی مهربون بودن //
    همه شون /ساده و با صفا و همزبون بودن

    بچه های پا برهنه با لَبو لُپِ گُلی //
    زندگی با همدیگه تو خونه های کاگِلی

    همه چی قشنگو دوس داشتنی بود //
    آسمون پر ستارش واسه من خواستنی بود

    صدای نم نم بارون توی ناودون می پیچید//
    همه جا عشقو امید بود هیچکسی بد نمی دید

    توی کوچه باغا ما می خندیدیم گُل می چیدیم//
    نعمتو لطفِ خدارو بی نهایت می دیدیم

    ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
    مردی بود پاکو نجیبو با خدا //
    وجودش از تموم بدیهای عالم جدا
    پدرمو می گم اون سنگ صبور //
    کوه استوارو یه چشمه ی نو ر

    صبح که از خواب پا می شد/دستِ نوازشگر اون//
    می اومد اروم اروم /با خنده روی سرمون

    مادرم با یه سبد عاطفه / مارو ناز می کرد //
    سفره محبتو / توی خونمون باز می کرد

    بوی خوب نون تازه / توی خونه می پیچید //
    مادرم سبزیهارو / از توی باغچه مون می چید
    ♡♡♡♡

    اما رفت تموم شد اون دلخوشیا //
    موند برام فقط بجا ناخوشیا

    چشامو وا می کنم اسیرِ حسرت بیکسی//
    توی شهر مونده برام فقط غمو دلواپسی
    ….خیلی حرف زدم ببخشید..در پناه اون بالایی!
    ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ لایک1تقدیمتون♥♥♥♥♥

  • سلام خانم سلیمانی
    حس نوستالژی کارتون رو دوس داشتم =D> @};- @};- @};-
    سه خیابان دو کوچه یک سرا آن طرف تر
    دیواری از دیوار من کوتاهتر
    دیوار لانه ی مورچه ای بود
    کنار حیاط خانه ی مادر بزرگ
    از طالع من
    هرگاه
    کنار حوض
    چادری،چارقدی،پیراهنی
    شسته میشد
    تنها درون خانه ی من غرق آب می گشت .

    • ممنون از حضورتون آقای عباسی .
      تمام نوشته هایی که درآن از کلمات مادر بزرگ پدر بزرگ حوض چارقد طاقچه ………..استفاده می شه واقعا لذت
      میبرم همین نوشته شما دقایقی منو به قدیما برد از لونه اون مورچه چقدر لذت بردم اگه کاملشو برام بنویسین
      واقعا ممنونتون می شم سپاسگزارم @};- @};- @};- @};- راستی از خودتون بود؟

      • با اجازه ی شما این کار سپید کامل بود از نوشته های قدیم @};- @};- @};- @};-

  • توصیف محل زندگی با قوه ادراک فوق العادتون ترانه گیرایی رو ساخته.همیشه از ترانه هاتون لذت می برم. @};- @};- @};- @};-

  • چقدر تعبیر های ساده و زیبایی استفاده کردین.تنها چیزی که در مورد این شعرتون میتونم بگم اینه که شعر شما مثل شاملو رنگین مثل سهراب ساده مثل سایه لطیف و مثل یغما بی پرده و جسورانه اس.
    شما استعداد این رو دارین که شاملوی دوران باشید.

    • آقا شما دیگه خیلی منو شرمنده کردین من اصلا در این حد نیستم
      من قواعد صحیح سرودن شعر و ترانه سرایی رو نمی دونم همینطوری یه چیزایی برای دلم میگم
      شاید چون از دل بر میاد به دل بعضی ها می شینه در هر حال ممنونم سلامت باشید @};- @};- @};-

  • سلام بانو سلیمانی
    زیبا بود و احساس خوبی داشت =D> =D> @};-

  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام خانم سلیمانی عزیز :-) @};-
    ترانتونو خوندم ، روایی سرودن کار سختی هست واقعا و رعایت وزن در اون دشوارتر ، کار خوبی بود و قابل تحسین .
    می پسندم . @};- :-)

  • =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- لایک4

  • روایت زیبایی بود :-) @};-

  • خوب بود
    پسندیدم @};- @};-

  • سلام بانوناهیدعزیزم :-x
    چقدترانه پرتصویری بودخیلی باهاش ارتباط گرفتم چون محیط اطراف منم اینجوریه
    خیلی زیباروایت کردین @};- @};- @};- =D> =D>
    اخرترانه هم که متاسفانه واقعیت زندگی =((
    افرین لایک تقدیمتون ترانتون گل بارون
    @};- @};- @};- @};- @};-
    @};- @};- @};- @};-
    @};- @};- @};-
    @};- @};-
    @};-

  • سلام
    تصویر سازیه خیلی زیبایی کرده بودی تو ترانه ات عزیزم واقعا لذت بردم @};- اگه وزن رعایت کنی که خیلی کارات زیبا تر و رو ریتم تر میشه @};- @};-
    در کل خیلی قشنگ بود @};-
    لایک تقدیمت @};-

  • سلام
    ترانه روایی و داستانی در رده سنی بزرگسالان احتیاج به کلماتی ژرف تر داره به عنوان مثال _تووی یه روستای_
    تعبیر جالبی برای ذهن پرورش یافته نیست
    نوشتار صحیح روند شعری خیلی در خوانش ترانه مناسب

    قسمتی از ترانه ی روایی قوی رو بخونید

    **اونروزا یادم نمیره دیوار خونه پر از پنجره بود
    تا افق همسایه ی ما دریا بود ستاره بود منظره بود**

    چینش زیبای واژه ها ، تعابیر ملموس در نهایت پختگی ، و استفاده از قوافی قوی

    به امید پیشرفت موفق باشید

  • سلام
    گفتنيارو دوستان گفتن
    عاشق فضاي روستام
    آفففففففففففلين به تصاويرتون @};- @};-

  • سلام ناهيد عزيز
    از اونجايي كه خودم بچگيم رو تو روستا گذروندم فضاي كارت رو بسيار دوست داشتم

  • سلام خانم سلیمانی ترانتون را دوست داشتم هرچند از نظر وزن و آهنگ ایراداتی داشت ولی مهمتر از آن حس و حالی بود که به خوبی به مخاطب القا کردید

  • سلام خانم سلیمانی عزیز کارتون میشد خیلی بهتر از این باشه وزن کار خیلی نوسان داشت و بی نظم بود و اینکه خیلی طولانی بود کار و مخاطب روخسته میکنه به نظرم میشد این کار رو تو شش تا 7 بیت تموم کرد همینطور به قافیه ها هم دقت نکردید. به امید بهتریناتون. لایک10 @};-

    • آقا سامان عز یز ممنون از حضورتون .من هنوز نمی دونم وقتی شعر یا ترانه ای می نویسیم تمام ابیات باید
      یک وزن عروضی داشته باشن ؟
      سعی کردم قافیه ها درست باشه اگه بگید کدوم فافیه ها اشتباهه ممنون می شم @};- @};- @};-

  • زیبا بود @};-

    به امید بهترین ها @};- @};-

  • سلام
    جلسه ی شعر و ترانه خوانی برای تمام علاقمندان به همت چند تن از دلسوزان ادبیات در شهر اصفهان برگزار میشود

    مکان:
    خیابان صائب، کتابخانه ی صائب
    زمان:
    چهارشنبه ها ساعت 16 الی 18

  • سلام دوست خوبم . ترانه ی زیبایی بود فقط چند جا اشکال داشت :
    ” مردی بود پاکو نجیبو با خدا // وجودش از تموم بدیهای عالم جدا ”
    ” آدمِ بی ذوق ” این فسمت ها و چند قسمت دیگه از ترانه ، رسایی خوانش دیگر بیت ها رو نداشت .
    موفق باشی @};- @};- @};-

  • سلام
    کار قشنگی بود
    برای نقد نیومدم
    از خوانش کارتون لذت بردم
    فقط باید بگم این کاری که نوشتید ترانه نبود
    یک مثنوی با زبان محاوره بود
    موفق باشید @};-

  • سلام ناهید جان حال و هوای کارتونو دوست داشتم.نم نم بارون و روستا و عطر برنج و… @};- @};- @};-
    همه قافیه ها درست بود به جز این دو تا……گلی و کاهگلی….دلخوشیا و ناخوشیا @};-
    موفق باشین

  • سلام ناهید خانم. تصویرسازی هاتون خیلی خوب و دلنشین بودن. تبریک میگم بابت این ترانه زیبا.