سپاس..

سپاس ازاین ..غروری که..
شکسته نرم و بیصدا..!

سپاس ازاین ..دل ..که یِهو..
عاشقی کرده ..بی هوا..!!!

سپاس از این دقیقه ها ..
که پُره از شورِ نَفَس..

سپاس ازاین ..دلدادگی..
که منو میشناسه و بس!!!

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

کوچه ی پاییزو دلم..
رفت و زمستونارو دید..!

به قیمت ِغرور ..ازَت..
بهار ِ تازگی خرید..!

توو سبزی ِ نگاهِ تو..
دشت ِ شقایقا بپاس(ت)..

بگو به من ..جای ِ دلِ..
عاشق وتنگ ِ من کجاس(ت)..؟؟؟

بگو .. که من ..تحمل ِ ..
حرفای راستو ..میارم..!

بگو ..
فقط نگو به من ..
: "میرم وتنهات میذارم ..

دروغه ..هرچی که بگی ..
از رفتن و نموندنت..

ترانه ی دلِ منی..
رسیده وقت ِ خوندنت..!

۷۴۵
۵۵

  • بانوربانی من اوووووووول شدم :-x :-x :-x
    ریتم خیلی خیلی قشنگی داشت مثل همیشه عالی وزیبا =D> =D> =D>

  • سلام خانم ربانی بسیار زیبا واقعا لذت بردم لایک 2 تقدیمتون

  • سلام بانو ربانی @};- @};- @};-
    بسیار زیبا
    موفق باشید =D> =D> =D> =D>

  • توو سبزی ِ نگاهِ تو..
    دشت ِ شقایقا بپاس(ت)..

    بگو به من ..جای ِ دلِ..
    عاشق وتنگ ِ من کجاس(ت)..؟؟؟
    @};- @};- @};-

    خیلی زیبا سرودین @};-

    لایک تقدیمتون @};-

  • سلام موفق باشید.راستش انتظار نداشتم شما حرف های تکراری و کلیشه ای بزنید.عذر میخوام

  • توو سبزی ِ نگاهِ تو..
    دشت ِ شقایقا بپاس(ت)..

    بگو به من ..جای ِ دلِ..
    عاشق وتنگ ِ من کجاس(ت)..؟؟؟
    درود بانو ربانی عزیز
    ترانه ی زیبایی بود
    همیشه از خوندنتون لذت میبرم @};-
    لایک5
    @};- @};-

  • سلام خانم ربانی
    خیلی هر دوتا شعرتون رو دوستدارم
    در اولی پارادوکس قشنگ سپاس گزاری از شکستن غرور(سپاس ازاین ..غروری که..شکسته نرم و بیصدا..!)
    و در دومی هم(ترانه ی دلِ منی..رسیده وقت ِ خوندنت..! )شاهکاره @};- =D> @};-

    • سلام از بنده ست قربان..ممنونم از لطف و حضورتون .. البته دو ترانه ی مجزا نبود ..اون خطی که فاصله انداخته بین دوبخش در واقع نظرم این بود که بخشی که با سپاس شروع میشه ..مورد نظر قرار بگیره ..اما یک روایت بود.ممنونم از توجه شما. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام
    از خوندن ترانه تون لذت بردم
    بخش اول ترانه یه دکلمه ی زیباست که ذهن مخاطب رو برای گفتن ادامه ی ترانه آماده میکنه..وزن ابتدای ترانه “مفاعلن، مفاعلن” هست..اما یه جاهایی به این صورت نیست
    “سپاس” واژه ای هست که متهم به کهنه بودنه..البته قبول دارم واژه ی عامیانه ای که بتونه بار مسئولیت این واژه رو بر دوش بگیره هم سخت گیر میاد..مثلا “تشکر از…” عبارتیه که از نظر وزنی جایگزین مناسبیه..اما اون بار احساسی “سپاس ” رو نداره
    سپاس ازاین ..غروری که..
    شکسته نرم و بیصدا..!

    سپاس ازاین ..دل ..که یِهو..
    عاشقی کرده ..بی هوا..!!!
    “عاشقی کردن” فعلیه که استمرار داره..و با قید “یهو” جور در نمیاد..میشه مثلا گفت:”سپاس از این دل که یهو/عاشق شده با یک نگا”..یا مثلا “سپاس از این دل که یهو/ خودش رو باخته بی هوا”..البته می دونم پیشنهادای بنده، زیبایی و ذوق و زبان شما رو نداره..از این به بعد پرحرفی نمی کنم و فقط پیشنهادامو کنار عبارات داخل پرانتزخدمتتون عرض می کنم..و امیدوارم حمل بر بی ادبی نشه:

    سپاس از این دقیقه ها ..
    که پُره از شورِ نَفَس..
    سپاس ازاین ..دلدادگی..
    که منو میشناسه و بس!!!(سپاس از این دقیقه ها
    از این هوای پر نفس
    انگار که این دلدادگی
    فقط منو میشناسه بس)
    بیشتر برای روونی وزن اینو پیشنهاد دادم
    :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

    کوچه ی پاییزو دلم..
    رفت و زمستونارو دید..!
    به قیمت ِغرور ..ازَت..
    بهار ِ تازگی خرید..!(بهار و زندگی خرید)
    این بند رو خیلی دوست داشتم..معامله ای که دل و معشوق با هم داشتن ( بهار به قیمت غرور )..دلچسبه

    توو سبزی ِ نگاهِ تو..
    دشت ِ شقایقا بپاس(ت)..( دشت شقایقی به پاست )
    بگو به من ..جای ِ دلِ..( بگو که جای این دلِ)
    عاشق وتنگ ِ من کجاس(ت)..؟؟؟

    بگو .. که من ..تحمل ِ ..
    حرفای راستو ..میارم..!( حرفای راستو هم دارم )( حرفای سختو هم دارم )
    بگو ..فقط نگو به من ..
    : “میرم وتنهات میذارم ..

    دروغه ..هرچی که بگی ..
    از رفتن و نموندنت..
    ترانه ی دلِ منی..
    رسیده وقت ِ خوندنت..!

    • لایکو یادم رفت… لایک ۶ تقدیم به شما!

      • ممنون از نقد زیبات عقیل جان…بسیار استفاده کردم . @};- @};- @};-

      • سلام از ماست قربان ..همچنانکه سپاس هم وظیفه ی ماست از توجه و فرمایشاتتون ..موفق و سرافراز باشید. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • با سلام وعرض ارادت .. نکاتی رو بی وجه و خالی از فایده نمیبینم اگر خدمت عزیزان و دوستانم توضیح داده بشه بطور عمومی یا به اصطلاح ( جنرال ) و نه فقط بابت ترانه ی بنده.
      عرض شود که.. در ترانه ..بنای ِما بر زبان ِمتعارف ِ “محاوره” است عموما” ..نه.. بر زبان ِ “عامیانه “بطور اختصاصی و اخص.
      به عبارت دیگر ..ملاک ِ ما..زبان ِ محاوره ی متداول و متعارف است ..نه لزوما” سطح ِ نازل ِ آن ..به مفهوم اخص ِ “زبان ِ عامیانه.”!
      زبان ی محاوره و متعارف ِ گفتار..که زبانی غیر ِ تخصصی و غیر ِ زبان ِ حرفه و شغل ..است ..چناکه میدانیم ..طیفی گسترده از لحن ها را از Aتا Zبنا بر اقتضا ی امر و فضای بحث خود جای داده و شامل میشود ..چه در گفتار خبری چه پرسشی چه گفتار ِ التزامی و چه تمنایی و یا تاکیدی.

      به عبارت ساده تر یعنی از طیف ِوسیع و گسترده ی واژگان ..ما..بر اقتضای فضایی که بناست در آن از اندیشه ی خود به وسیله ی گفتار رونمایی کنیم ..ذهن ما واژه ای را بر میگزیند و بر زبان ِما جاری میسازد که منطبق بر غرض ِ اصلی ِ ما باشد.
      گاه معادلهایی که ازجهت ِ فرهنگ ِ لغت .. دالّ ِ بر معنی ست به جهت ِ تعبیر .. ابدا” ادای ِ وظیفه نمیکند.. یعنی ما معادل ِ دقیق و بلیغ گاهی نداریم برای کلمات.. !
      نه بصورت ِ کلمه ی مجزا ها.. خیر ..در ترکیب ِ بافت ِ کلام عرض میکنم..
      گاهی.. با توجه به نیّتِ نویسنده یا سراینده ی اثر.. معادلی برای واژه یافت نمیشود ..معادلی که در عین ِ انتقال مفهوم به طور عموم ..اختصاصا” فضای ِ گفتگو و تخاطب را هم القاء کند و غرض ِ گوینده را به تمامی ..واگوید.
      در ترانه ی حاضر ..لفظ ِ سپاس .. خارج از گستره ی زبان ِ محاوره ی معمول نیست.. بنا بر اقتضای ی کلام ..و نیّت سراینده ..سپاس ..در عین ِ اینکه لفظی برای تشکر است در محاوره و گفتار.. درجه ای از ارادت و حرمت ِ بیشتری را از جانب گوینده بر ذهن ِ مخاطب ..از دید ِ شنونده القاء میکند..کمی با لفظ ِ مستعمل ِ تعارفات عادی فاصله دارد .
      بنده دقیقا” همین را مدّ ِ نظر داشتم که حرمت و بزرگی و فاصله ی ممتاز ِ ..تعظیم و بزرگداشت ِ مقام ِ دلدادگی و عشق را به ذهن مخاطب القاء کنم.. قصد فقط تشکر نبوده ..بلکه ..بالاتر از آن قصد ابدا ..تشکر نبوده ..بلکه تعظیم ..بزرگداشت .. تبلیغ ِ مقام ِ دلدادگی ست که با خود صفاتی را منهدم ومعکوس ..و صفاتی را در وجود ِ انسان ایجاد و منعکس میکند . این امر در بحث اغراض ِ کلام در علم ِ معانی و بیان بضرورت مطرح است .. که گاهی از کلامی که خبری ست ظاهرا ..ما غرض ِ امری داریم ..گاهی از کلام پرسشی به ظاهر غرض ِ امری داریم.. من باب ِ مثال ..گاهی ما برای تعارف به کسی مثلا سر میز شام میگوییم .. بفرمایید شام.. گاهی اونقدر اون شخص در نظر ما حرمت دارد و محترم است که لحن کلام را از امر به پرسش تغییر میدهیم ..برای احترام مضاعف..میگوییم .. نمیفرمایید شام ؟!ولی قصدمان امر است به زبان تعارف ..و با ترکیب جمله ی پرسشی!
      در واژه هم همین اتفاق میافتد گاهی.. به اقتضای مطلب .. اگرچه ذهن معادل ِ فرهنگ ِ لغتی میابد ..ولی معادل ِ دقیق ِ فضایی نیست ..ابدا”..که میخواهد و قصد دارد القاء کند.
      قصد من این بوده.. از سپاس ها.. قصدم القاء و تبلیغ و ابلاغ بزرگی و عظمتی بوده ..که در غرور ِشکسته است ..در دل ِ عاشق شده است.. در لحظه های ِ با عشق سپری شده است .. این سپاس ها .. برای تعظیم است به زبان و لحن ِ تشکر آمده.

      واما ..در مورد فرمایش شما در باب ِ الفاظ ” یهو” و “عاشقی کرده” ..تناقضی نیست قربان ..فعل از زبان ِ روایت ِ سراینده.. در زمان ماضی نقلی تحقق یافته .. و در وضعیت مصدر نیست ..به زمان ماضی نقلی در صیغه ی سوم شخص اشاره میکند .. واز اختصاصات عاشقی ..به یکباره اتفاق افتادن است ..و لفظ “یهو” به همین مسئله ی واضح اشاره دارد .. باز در ادبیات در باب کلام ادبی داریم که چیزهایی را از صفات و حالات ِ وقوع ِ امری ..انتزاع و مجزا میسازند تا ..بهای بیشتری بدان داده و لطایفی رو از آن امر ..بارز و منعکس نمایند.. اینجا هم من از عظمت دلی سخن گفتم که دچار عاشقی شده.. عاشقی کرده = زمان ماضی نقلی= یکهو عاشق شده است در زمان ِ گذشته .. و چنانکه ..افتد و دانی ! اگر کسی عاشق شود متاسفانه یا خوشبختانه ..انتخابش به عهده ی مخاطبان! تا دنیا دنیاست اثرش باقیست! پس یهو و عاشق شده ..تناقض ندارد.
      واما در پایان ممنونم از اعتنا و توجه و فرمایشاتتون که بانی خیر شد ما نیز توضیحاتی اگرچه با باعت اندکمون خدمت دوستان عزیز ارائه کنیم.برگ سبزی ست تحفه ی درویش/ چه کند بینوا! نداردبیش.
      اینم گلها تون.. @};- @};- @};-

      • بضاعت اندکمون ..منظورم بود .اشتباه تایپ کردم ..ببخشید. :”>
        لطف کردید ممنونم بابت پیشنهادهاتون هم. :-)

  • سلام خانم ربانی عزیز
    سپاس از ترانه تون @};- @};- @};-
    زندگیتون سرشار از آرامش @};- @};- @};-

    • سلام از ماست قربان ..محبت و لطف شما جای سپاس داره..ممنونم از حضورتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • ترانه ی دلِ منی..
    رسیده وقت ِ خوندنت..!

    درود بانو ازاده خیلی عالی بود خیلی @};- @};- @};- @};- @};-

  • :-x ☼سلام و عرض ادب بانو☼ :-x

    دلم واستون تنگ شده بود 8->

    ترانه ها ی دل نشین شما رو دوست دارم @};-

    سپاس از این دقیقه ها ..
    که پُره از شورِ نَفَس.. @};-

    لایکی عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • سلام از بنده ست..ممنونم از حضور واز لطف شما .. دل به دل راه داره ..منم خوشحالم از دیدنتون روناک عزیز م.سپاسگزارم از محبتت . :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x

  • چي بگم خانم رباني عزيز .. . جز اينكه بابت احساس نابتون ممنونم @};- لايك @};-

  • سلام بانو ربانی
    فوق العاده بود ………. و عالی ،سعی می کنم یاد بگیرم ازتون .
    می پسندم با دل و جان . :-) @};-

  • سلام استاد قلمتونو دوست داشتم همیشه و الانم مثل همیشه میپسندم کارزیباتونو @};- @};-

  • ترانه ی دل منی،رسیده وقت خوندنت
    سلام آزاده جانم
    صمیمی وخیلی قابل ارتباطه ترانتون
    سپاس بانو جانم:-x

  • @};- @};- @};- =D> =D> =D>

  • بسیار زیبا
    پسندیدم
    @};- :-)

  • سلام خانم رباني عززيز
    خوشحالم كه اي ناحساس زيبا رو ازتون خوندم
    واقعا عالي بود مثل هميشه
    لايك

  • سلام
    به جای سپاس اگه مثلا از واژه ی ممنون استفاده می کردید بهتر بود توضیحاتتون رو خوندم اما قانع نشدم بازم مصر هستم که سپاس مخصوص این ترانه نیست

    در قسمت دوم
    تحمل میارم ترکیب جالبی نیست تحمل کردن صحیح تره و طاقت آوردن
    شبیه لهجه گرفتن در ترانه س
    مثلا در شهری که من زندگی می کنم به بلد نبودن کاری میگن یاد ندارم

    .. که من ..تحمل ِ ..
    حرفای راستو ..میارم..!

    اما در کل پسندیدم ۱۸

    • سلام از بنده است خانوم.. نظرتونو خوندم ضمن احترام و افتخار از بهره مندی از فرمایشات شما ..باید عرض کنم .. سپاس تنها وتنها گزینه ی ابلاغ حس ونظر بنده بوده در این ترانه.. اینکه قانع نشده باشین عجیب نیست .. به اصطلاح ادبا .. اون وضعیت و حس ِ ” این همانی” در تجربیات ذهنی و شناختی هریک از ما متفاوت است این میشود که ترجیحات هریک از ما در جایگزینی واژگان متفاوت است.. من هم به اندازه ی شما بلکه بسیار بیشتر مُصر هستم روی کاربرد دقیق همین واژه .. که در الهام این ترانه به قول سهراب سپهری عزیز.. به فک ما حمله کرد.!(حمله ی واژه به فک شاعر)..همین ..شبنم عزیز..! @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- در مورد تحمل میارم عمدا این لحن رو ترجیح دادم وگرنه جایگزینهایی صدالبته بود.. و لهجه ی جای خاصی هم نیست.. یا من نمیدانم که هست یا نیست..! یه ادا و اطوارایی جزو ذات و سلیقه ی قلم منه.. احتمالا باید تحمل شه ..چون بنا بر رسم بنده.. اون فرقای کوچولویی که در ابلاغ حسم ایفا میکنه..جایگزین نداره.. همین شبنم عزیز. @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • خانم ربانی ترانه ی دلنشینی بود لایک 19

  • ترانۀ زیباتونو دوست داشتم. @};- @};- @};-
    به نظر من سپاس اصلا نا مناسب نیست.

  • سلام
    جلسه ی شعر و ترانه خوانی برای تمام علاقمندان به همت چند تن از دلسوزان ادبیات در شهر اصفهان برگزار میشود

    مکان:
    خیابان صائب، کتابخانه ی صائب
    زمان:
    چهارشنبه ها ساعت 16 الی 18

  • عالی بود سرکار خانم ربانی @};-

  • سلام .
    ” ترانه ی دلِ منی..
    رسیده وقت ِ خوندنت..! ”
    @};- @};- @};- @};- @};-
    بسیار عالی =D>