فصل بهار

دلکم غصه نخور فصل بهار سر می رسه
یه روزی قصه ی غم باز به آخر می رسه
دلکم غصه نخور از سردی این آدما
یه نفر پیدا میشه تخته ی این در می رسه
همونی که عشقشو توی دلت نشونده ای
میادو رنگ رخت باز به احمر می رسه
دلکم غصه نخور زخم زبونا می گذره
لونه گرم و دونه باز به کفتر می رسه
آخرش تموم میشه تحمل این آدما
قاصدک دعا بکن قصه ی ما سر برسه
طوری نیس که خونمون خراب بشه رو سرمون
قاصدک دعابکن کلاغ به خونش برسه

۵۵۶
۱۷