دارم میرم من از پیشت

دارم میرم من از پیشت که عشقت
واسه ی من جون پناهی نیست

دلم رو می برم با خود که دیگه
واسه ی دل جایگاهی نیست

اگه این جا بمونم من
غمم از حد فزون می شه

یقین دارم که دسات
از برایم سر پناهی نیست

چه بی حاصل یه روزی
من خراب عشق توگشتم

نفهمیدم سراب عاشقی با تو
به جز یک اشتباهی نیست

دریغ ودرد از عمرم
که بیهوده به پات ریختم

حالا میرم من از این جا
که موندن جز گناهی نیست

۵۹۸
۱۲

درباره‌ی اعظم زمانی

کیستم من؟دل به دست آرزوها داده ای در بیابانی به دنبال سراب افتاده ای قطره لرزان اشکی مانده بر مژگان هنوز برگ زردی تن به باد مهرگانی داده ای
عضویت