(مامور پست)

من شبیهم به دفتری کاهی /// خط خطی..پاره پاره..جلدسیاه
که تو هرصفحه نقش بسته یه مشت /// حسرتو اشکو دردو آه و گناه
من شبیهم به جنگلی که شده /// طعمه ی شوم نانجیب حریق
مرد بی آشیونتر از بادی /// زخمیه دست نارفیق و رفیق!
مثه مامور پست تنهایی /// حامل نامه های در بسته
اما هیچکی برا خودش هیچوقت /// بسته ای..نامه ای نمیفرسته
سرنوشتش همینه که یک عمر /// وقف دنیای دیگرون باشه
ناظر شور و شادیه همه و /// دلش از بیکسیش خون باشه
مثه محکوم بیگناهی که /// رو لبش نقش بسته مهر سکوت
مثه اون دختری که شد هدفه /// طعنه و حرفهای نامربوط!
باید اتیش گرفت و ساکت موند /// واسه خوشبختیه یکی دیگه
گاه راضی به مرگ باید بود /// اینو قانون عاشقی میگه!
چی بگم این زمونه ی نامرد /// هر چی بدبختیه به اسمم کرد
از همون اول جوونی بود /// که به جادوی غم طلسمم کرد
تخم تردیدو توو دلم کاشتو /// غصه روئید بیکسی گل کرد
عشق یعنی یه مرگ تدریجی /// چاره ای نیست باید تحمل کرد
باید آروم گرفت و لبخند زد /// به اونایی که از تو بیزارن
تیر صیاد خورده میدونه /// گرگها بوی خون رو دوس دارن
سهمم از عشق تو نبایدها /// یا که تکرار پوچ (هرگز) شد
تا سراسیمه راه افتادم /// هر خیابون (چراغ قرمز) شد
دیگه از حال من نپرس و برو /// که مثه یک جنازه آرومم
گفته بودی بهم امید نیست /// مثه آفتاب رو لب بومم
بعد من روزهای جمعه که شد /// سر خاکم بیا و شادم کن
هر کجا مرد شاعری دیدی /// که به ماتم نشسته..یادم کن

۶۰۷
۶۱

درباره‌ی عباس مقدم

مثه اون مرده ی تنها که داره بوو میگیره /// اینروزا به هر کی دل میدم ازم روو میگیره تلفن تماس :09382797570 http://mardetanhayepayeze.blogfa.com/#
عضویت