باران

بخوان آوازه خوان ترانه ای از جنسِ باران
با نوایی از شکست بغض سنگینِ آسمان
بخوان از آن شبِ پاک٬هوای ناب و نمناک
شبی باحسی مبهم٬شبی با حسِ غمناک
سری آلوده در فکر٬نگاهی خیره٬بی پلک
به باریدن باران صدای نمنمِ بکر
صدایِ قطره روی برگ٬صدایی آشِنا بر گوش
صدای خشم یک رگبار ز آسِمان ظلمت پوش
نوایی رنگ آرامش٬تنِ خاک مملو از خواهش
که باران باز مرا تر کن٬ببر با خود به آسایش
باز هم در خاک روییدن٬تنِ بیدی را بوییدن
تنی سر زنده در باران٬تنی مشتاق بوسیدن
به یاد بوسه ی باران به رویِ تنِ خشک خاک
دمی بر ریشه جان دادن٬تماشایِ ی عشقِ پاک
گرفته جانی از ریشه در این باران تنِ گلبرگ
شدم مبهوتِ این احساس منه دیوانه ی شبگرد
کمی محتاج بارانم٬همی محتاج تر گشتن
من انگار غرقه در دنیام٬کمی محتاج برگشتن
تو ای باران مرا تر کن نذار پر شم من از کینه
نذار که بشکنِ این دل دوباره مثلِ آیینه
تو ای باران مرا تر کن که غم دارم در این سینه
تو ای باران مرا تر کن……
 

۹۸۹
۳۵