" اشتبــاه "

یک ساز ناکوکُ ؛ نُتــایِ خیس
قابـــــی که روشو به زمین داده
تو گوشِ دیوارایِ این خونه
چن وقتیه صدایِ فریـــــاده

چن وقتـــه که تنهـــا نمیخوابه
رو تختی که عطر تو رو داره
کز میکنه یک گوشه از خونه
همدمِ شب هاش اشک و گیتاره

هی قهوه و سیـگارُ آهُ درد
بی تــــو نگاهش سرد و غمگینه
سر روی پیرهنِ تو میذاره
عکسات براش یک جوور تسکینه

گاهی به یک جا خیره میمونه
به فکــر روزی که بهت شک کرد
هی خودزنی میکنه ؛ تا شاید
این اشتباهُ رو تنش حک کرد

یک زن واسه همیشه میرفتُ
رویِ کبــودی هاشو میپوشوند
تــــاوانِ اشتباشو پس میداد
مردی که تو این خونه تنها موند

" مریم جعفرزاده "

۷۵۷
۲۱