دهلیز

قدم میزنم زیر بارون و برف
تا یک لحظه از فکر تو دور شم
صدات دائما توی گوش منه
تو میری که از گریه من کور شم

همه قطره هایی که از چشم من
میاد با همه خاطرات حل شده
صدای تو از پیش من رفته او
صدای نفس های تو گم شده

نگاهم به ابرای پاییزیه
از اینجا تا ابرا یه دهلیزیه
صدای قدم های تو مرگ بود
همه درد من درد بی مهریه

۵۰۲
۱۱