خودكشي

اينجا جهنمه
درده و دردو درد
اين بغض لعنتي
باهام چيكارا كرد

داغ ِ تنم ولي
سگ لرزه ميزنم
يك عمره خسته از
اين جسمو اين تنم

دورم شلوغه و
غرقم توو بي كسي
به تو نميرسم
به من نميرسي

بالا نشستيو
دركم نميكني
با ادعا ميگي
تركم نميكني

خستم خدا نگا
بغضم نميشكنه
مردن ديگه فقط
چاره ي اين زنه

تو انتخاب بكن
اعدام يا تيغ يا قرص
خستم ميخوام برم
چيزي ازم نپرس

بنشينو خوب ببين
مرگو شكستمو
بايد نجات بدم
اين روح خستمو

آمااده كن برام
آتيشو اومدم
چن لحظه پيش خودم
تيغو روو رگ زدم

۶۱۶
۲۵