چارشنبه سوری

آب رو آتیش نمیریزم شاید
درد ، بیشتر کنه صبوریمو
توی آتیشی که به پا کردی
سر کنم چارشنبه سوریمو

بس که مرگم شبیهِ ققنوسه
باد خاکسترم رو میشناسه
نیستی اما هنوز معتقدم
کاسه ای بوده زیرِ نیم کاسه

به هوای تو میزنه بارون
به هوای غروب مشکوکم
بی تو اونقـــــدر گاهی بد میشم
که به هر چیزِ خوب مشکوکم

شک دارم به خدای بعد از تو
مثِ یوسف به جرمِ زندونش
من یه پیغمبرم که برگشته
تو هوای تو دین و ایمونش

دورِ دورم بشی دوسِت داره
گم و گورم بشی دوسِت داره
هِی خودت رو بزن به نشنیدن
حتی کورم بشی دوسِت داره

گورمو گم نمیکنم اما
گم شدم، گورِ من همین خونه س
سدر و کافورم ادکلن هاته
کفنم یه بلوزِ مردونه س

نمیخواد اینجوری بسوزونیش
دردِ عاشق شدن خودش کم نیس
مگه از این جنازه چی مونده؟
با تو و بی تو دیگه ادم نیس

شمیم زمانی-شیراز

۶۰۳
۷