هذیون

هذیون

آدامسمو تف می کنم تو نور زرد یه نئون
دارم می چرخم رو زمین رو صفحه ی گرامافون

کوچه پر از کیسه تنه یه کانگرو روی درخت
موبایل من آویزونه رو بند نارنجی رخت

هوارو میشه لمس کرد وقتی که روش میشینم
وقتی که از لوستر تو سقف گیلاس زرد می چینم

حال من غیر عادیه مثل کسی که مست شده
مثل خیابونی که با یه کوچه ، بن بست شده

هذیون دوری تو و حال خراب و بد من..
پک زدنای بی امون گیلاسای ممتد من…

رو آینه قی کن عشقمو بذار که بشکنه دلم
این ایستگاه آخره یه عمره که معطلم!

۷۳۸
۲۱

درباره‌ی سعيد سلطاني

زندگی نامه من ترانمه همینی که روی کاغذ میارم من همونم که تو شعرام می بینی من همونم که تورو دوست دارم!
عضویت