کافه کوچینی

شیرین ترین لبخند رو داری
مجذوبِ لب های تمشکی تم
تو عاشق ته ریش و سیگاری
من عاشق موهای مشکی تم
گاهی مثِ مرداب ارومیم
گاهی مثِ توفان اشفته
وقتی که شب از کوچه رد میشیم
ماه زیر پاهامون میوفته
دیوونگی هامون شبیه هم
ما نعشه ی نت های گیتاریم
معتادِ اهنگای بیتلزیم
دل بستگی مشترک داریم
شب های مهتاب کافه میریم و
یه لحظه ام خونه نمی مونیم
توو راهِ بلوارِ الیزابت
میرونیم و فرهاد میخونیم
کافه نشینی با تو میچسبه
این و بدون هستی که من هستم
باشی به الکل احتیاجی نیست
با قهوه ی تلخ چشات مستم
دنیا همین ساعت همین لحظه س
اون لحظه که دستات تو دستامه
کافه کوچینی امنِ اغوشت
تنها اقامتگاه رویامه

کافه کوچینی:خيابان كاخ سابق (فلسطين) تقاطع بلوار اليزابت (بلوار كشاورز)

۱٫۹ K
۴۵