لحظه ی دوریت

اگه هر لحظه ی دوریت
واسه من مثل فریاده
تو این فریادو نشنیدی
چون این فریاد توباده

اگه از دست من بوده
که دستامو رها کردی
بیا آغوش من بازه
تو می تونی که برگردی

هجوم سایه های غم رو از دنیای من کم کن
تواز آشتفته گی های دل من سخت شکایت کن
تو امروزِ بهارم رو به فردای خزون نسپار
بیا با قلب دیوونم تو هرسال و پشت سربگذار

۵۹۶
۸