چشای خیس

چی شد که یک شبه ازم بریدی

نداشته هامو به رخم کشیدی

عشقو نشد از توو چشام بخونی

کاش می تونستی عاشقم بمونی

زمزمه هاش میاد که باید برم

خاطره هاتم نمی خوام وردارم

تموم ِ آرزوهامو سوزوندی

کویر ِ حسرت توو دلم نشوندی

قرارمون چشای خیس توش نبود

یکی باشه اون یکی نیس توش نبود

خیاله که بری منم دق کنم

باز می تونم این دلو عاشق کنم

می رسه روزی که به گل بشینی

دعا نمی کنم ولی می بینی

حسین عباسی بائی

۷۷۷
۳۲

درباره‌ی حسين عباسي بائي

گلهای روسریتو بپاش روی دامن***مخمل ببافه چشمات از بی کرانه تا من***یلدای موتو وا کن تا روسیا شه ظلمت***دلم گرفته امشب هوای گریه با من
عضویت