پرانتز

سلام.با آرزوی سالی پر از ترانه…
کار مشترکی از من و استادم ایمان جمشیدپور

نه کاری از این واژه هــا ساخته س
نه شاعـــر شـــدن میــده آرامشـــــم
لبای ترانه م بـه هــــــم دوخـــته س
دارم تـــوو پرانتز نفـــس مــی کشم

یه حـسـی گلــــوی صــدامـــو گرفت
تووی اوج لکــــنت زمینگـــــیر شد
قلـــم زیر بار سکــــــــــوتم شکست
واســـــه اعترافــــــم یه کم دیر شد!

توی خــط خطــی های سر در گمـم
توو این رو زدنهـــا به دلــــواپسـی
تویی که قــدم مــی زنی بی حضور
تویی کــه به داد قلـــم مــــی رسی

برای رســـــیدن به تــو چـــاره ای
به جز تن سپردن به اعجاز نیست
خیالت تقـــــلای توو مخمصه ست
چـــرا این پرانتز تهش باز نیست

گـــره خورده طبعم به چشمای تو
کنار تو هـــر لحظـــه شاعـــرترم
تو جادویی از جنـــس یک اتفاق
که مــی افتی توو مصرع آخرم…

۱٫۳ K
۶۶

  • سلام و آرزوهای خوب/
    خیلی خوشحالم که امروز این قدر کار قوی دارم میخونم .
    این کار خیلی خوب بود .
    به هر دو عزیز دستمریزاد میگم .
    واقعن این لحن و این تصویرسازی شعف آوره …مرسی… @};-
    خیلی لایک =D>

  • سلام بانو …
    احساس مشترکِ زیبایی بود …

    ** قلـــم زیر بار سکــــــــــوتم شکست
    واســـــه اعترافــــــم یه کم دیر شد! @};-

    ** چـــرا این پرانتز تهش باز نیست @};-

    شاعرانه هاتون ماندگار ….
    @};- @};- @};-

  • بسیار عالی .. زیبا و لذت بخش
    تبریک میگم به این ذوق .. =D> =D> @};-

  • سلام تیام خوب
    سال نو خیلی مبارک :-)

    ترانه ی مشترک خوبی بود.
    لحظاتت پر از ترانه @};-

  • خیلی خوب بود
    ولی یه حسی گلوی صدامو گرفت برام جالب نبود
    نتونستم باهاش کنار بیام ولی ترانت در کل بیست بود @};-

    • درود بر جناب وزیری
      بابت حضورتون خیلی ممنونم
      کل این مصرع کنایه از حالت ساکت شدن یا عامیانه ترش خفه گی داره!
      ممنون بابت لطفی که به ترانه داشتی @};- @};- @};-

  • سلام .

    اثر خوبی بود فقط جای چند بندی دیگر خالی بود

    با احترام @};-

  • @};- @};- @};-

  • سلام
    یه حـسـی گلــــوی صــدامـــو گرفت——گلوي صدا؟؟؟
    موفق باشيد @};-

    • درود بر جناب عباسی
      گلوی صدا تا جایی که سواد ادبیم یاری میکنه یه اضافه ی استعاریه!
      در پاسخ به کامنت دوستمون اقای وزیری راجب این بند توضیح دادم!
      از حضورتون ممنونم @};- @};- @};-

  • عالی بود @};- @};-

  • سلام تیام جان و جناب جمشیدپور عزیز
    خیلی زیبا بود…بهتون تبریک میگم.
    لایک تقدیمتون @};- @};- @};-

  • سلام. یکی از زیباترین کارهایی بود که خوندم. لذت بردم.همیشه موفق باشید

  • لذت بردم خيلي زيبا بود @};- @};- @};- =D> =D> =D>

  • سلام تیام جان
    ترانه ی خیلی قشنگ وبا احساسی بود…
    موفق باشی عزیز
    =D> =D> =D>
    @};-

  • خیلی عالی بود …. هم کیفیت ترانه خیلی عالیه و هم اینکه خیلی خوش وزن و روون نوشته شده ….
    @};- @};- @};-

  • بریک به شما و استادتون….
    زیبا بود تیام عزیزم…
    موفق باشی @};-

  • درود بر تیام عزیز
    همیشه از خوندن کارات لذت میبرم
    تو یکی از استعدادهای خوب اکادمی هستی که اگه همینجوری ادامه بدی موفقیتت حتمیه
    اینو فک کنم همون روزای اول حضورت توی اکادمی هم بهت گفته بودم
    و خوشحالم که قضاوتم درست بوده @};- @};-

    • درود بر جناب مقدم
      شما از همون روزاي اولم به من خيلي لطف داشتين ببخشيد كه هميشه حضور داشتين و من نه!
      اينجوريام كه ميفرمايين نيست من حالا حالاها بايد تو محضر شما و بچه هاي اكادمي شاگردي كنم
      ممنونم بابت حضور هميشگي و ارزشمندتون @};- @};- @};-

  • سلام خانم
    به به بسیار زیبا بود به هر دو عزیز هم ترانه تبریک میگم برای خلق این ترانه زیبا
    همیشه موفق باشید @};- @};- @};-

  • سلام تیام کارگر
    خوبی ؟
    ترانه خوبی خوندم و احساس مشترک رو خوب تلفیق کرده بودین

    دارم تـــوو پرانتز نفـــس مــی کشم

    بند اول ترانت / پرانتز …
    نفس کشیدن توی پرانتز
    نمیدونم این داخل پرانتز بودن رو چقدر روش دقیق شده بودی
    اینکه داخل پرانتز بودن شما یعنی تنهایی و انزوا // قشنگه :)

    یه حـسـی گلــــوی صــدامـــو گرفت

    صدای گلومو گرفت // گلوی صدا برای این ترانه کمی سنگینتره :)

    چـــرا این پرانتز تهش باز نیست
    تیام جان
    وقتی میگی چرا این پرانتز تهش باز نیست ، من میامو میگم چون اگه باز باشه پرانتز نیست ;)) :-)

    گـــره خورده طبعم به چشمای تو
    کنار تو هـــر لحظـــه شاعـــرترم
    تو جادویی از جنـــس یک اتفاق
    که مــی افتی توو مصرع آخرم…

    نه کاری از این واژه هــا ساخته س
    نه شاعـــر شـــدن میــده آرامشـــــم
    لبای ترانه م بـه هــــــم دوخـــته س
    دارم تـــوو پرانتز نفـــس مــی کشم

    این بندا هر دو مال خودته ؟
    ……………………………………….
    در کل خوشحالم که ازت ترانه خوندم دوست خوبم @};- @};- @};-
    موفق باشی

    • درود بر استاد خوبم جناب شمس عزيز
      ممنونم بابت حضور هميشگي و ارزشمندتون والبته لطفي كه به من دارين هميشه….
      بابت نقد كار خيلي ممنونم و لذت ميبرم كه كار رو زير ذره بين قرار ميدين
      لباي ترانه ام به هم دوخته اس
      دارم توو پرانتز نفس ميكشم هسته ي اوليه ي اولين كار مشتركم بود كه البته سعادتي بود واسه من كه با استادم
      اقاي جمشيدپوور همترانه شدم!

      راجب معنيش بايد بگم يه جورايي محدوديت داشتن مدنظرم بود!
      توو تك تك ابيات قلم توانمند آقاي جمشيد پوور حضور داره!

      و اما راجب گلوي صدا بايد بگم ميخواستيم خفه شدن رو تصوير سازي كنيم ولي انگار دوستان ديگه ام با اين تركيب مشكل داشتن شايد توو بيانش موفق نبوديم….. به هر حال حق رو به شما ميدم!
      چون توو بيت اول از محدوديت به عنوان پرانتز ياد كرده بوديم گله از اين اوضاع رو هم با همون پرانتز عنوان كرديم
      چرا اين پرانتز تهش باز نيست؟ يعني چرا اين محدوديت رو نميشه برداشت يا از اوون خلاص شد؟
      و اما اون دو بند كه كار مشتركه
      نميتونم توو اين ترانه تفكيك كنم كه چه قسمتايي مال من بوده و چه قسمتايي هم قلم اقاي جمشيدپور كاملا تلفيقيه!
      و منم در كل از حضورتون باز ممنونم

      • سلام خانم کارگر عزیز…
        خیلی خوشحالم که این ترانه مورد توجه واقع شده…
        از لطفی هم که به بنده دارین واقعا سپاسگذارم…
        اونقدری که من از شما توی این تجربه مشترک یاد گرفتم مطمنم من روی شما تاثیر گذار نبودم…
        ذوق فعال و قلم شیوایی دارید و خوب از پس واژه ها برمیایید.
        باعث افتخار بود که تونستم توی این ترانه همراهیتون کنم.
        موفق و سربلند باشین. @};- @};- @};-
        از لطف همه دوستان ترانه سرا هم سپاسگذارم.

      • ممنونم @};- @};- @};-

      • البته ايمان جان اگه نگم كه بار اين ترانه چقد روو دوش خودت بود خيلي بي انصافي كردم
        و شكسته نفسي نكن من در محضر تو حالا حالاها بايد ياد بگيرم!
        و در اخر بايد بگم منم از همراهي با تو در اين ترانه بسيار خوشحالم @};- @};- @};- @};- @};-

  • زیبا و متفاوت و…… =D>
    لایک تقدیمت همفامیل @};- @};-

  • اول بگم که بسیار زیبا بود…
    ترانه تا بند آخر ریتم منفی و غمگین داشت ولی تو بند آخر انرژی مثبت به کار اضافه شد،در واقع یه پایان خوش داشت و برای من اینکار خیلی جالب و بدیع بود =D>
    شاد باشید @};-

  • =D> @};- @};-

  • سلام تیام عزیزم
    واقعن کارزیبایی نوشتید ومن از تک تک بنداش لذت بردم. @};-
    مرسی از هردو دوست. =D> @};-

  • سلام آبجی تیام عزیز
    حال و احوال
    دست هر دوی شما خوش سلیقه ها درد نکنه
    واقعا با توجه به زمان چند بار کمتر نتونستم بخونم
    از اون کارا بود که دوست ندارم بگردم وبگردن وایراد توش
    پیدا کنیم همین
    فوق العاده حس خوبی به من داد فوق العاده @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D> =D>

    • درود بر داداش رسول
      كم كم داشتم دلخور ميشدم منتظر كامنتت بودم
      ممنونم كه هميشه هستي و دل خواهرتو با يه حضور ارزشمند به دست مياري
      خوشحالم كه با اين كار ارتباط گرفتي البته به قلم زيباي تو كه نميرسه
      بازم خيلي تشكر @};- @};- @};-

  • سلام
    من فکر نمی کنم کسی این ترانه رو بخونه و ته دلش نخواد لایکش کنه. آخه خیلی سخته این کار رو لایک نکنی. @};-
    من تبریک میگم بخاطر این همه ذوق و احساس. =D> =D> =D> =D>
    البته دست ایمان جان هم درد نکنه. حضورش توو ترانه حس می شد.
    خیلی زیبا بود.
    شاد باشی @};- @};- @};-

  • سلام تيام عزيز
    عالي عالي عالي خيلي كار زيبايي بود از اون كارايي بود كه من عاشقشم
    ايمان خودش ميدونه كه من عاشق خودش و كاراش هستم
    واقعا عالي بود كارت رو كپي كردم كه بيشتر بخونم
    لايك

  • سلام
    کار های مشترک معمولاً یکدست و خوب نوشته نمیشند ولی این ترانه یه چیز دیگه بود و به شخصه خیلی لذت بردم
    ممنون از هر دو عزیز
    امیدوارم همچین کار های مشترکی بیشتر بشه
    شاد باشید همیشه @};- @};- @};-

  • من این ترانه رو روز اول انتشارش خوندم اما نمیدونم چرا نظرندادم به هرحال عذر میخوام بایت دیرکردم @};-
    خیلی عالی بود دست هردوتون درد نکنه لایک23 @};-

  • سلام.. حالتون خوبه خانم کارگرعرب.. ترانه ی زیبایی بود.. این کار جدیدمه. http://uplod.ir/3xrfry040hex/Sajad-Soleymani-Rafti-%5BArlo-Band%5D%5B128%5D.mp3.htm

  • تبریک میگم کار زیبایی بود .. لایک @};-

  • زیباست

  • سلام به هر دو عزیز …

    این که این اثر ترانه است یا شعر محاوره ، می توان راجع بهش بحث کرد ، ولی بنده به دلیل بافت کلمات و جمله سازی ها احساس می کنم این کار در بعضی بندها شعر محاوره و در بعضی ابیات ترانه می باشد .
    این که زبان هر دو شاعر به هم نزدیک است و در این کار یکدستی خوبی حکمفرماست ، شکی نیست اما بعضی مصرع ها کمی زیباتر از باقی مصرع ها هستند که بنده نمی دانم کدام یک از شما این نصرع ها را نوشته ولی بهش تبریک می گویم : ( واسه اعترافم یه کم دیر شد و تو جادویی از جنس یک اتفاق ، که می افتی توو مصرع آخرم )

    چون اسم کار ” پرانتز ” می باشد زیاد روی این مسئله زوم نمی کنم ، چون محوریت شعرتان می باشد ، ولی اگر از پرانتز شکل هندسی آن را در نظر بگیریم به دلیل باز بودن از بالا و پائین نمی تواند جلوی نفس کشیدن را بگیرد ، مربع به عنوان اتاق یا محیطی بسته می تواند این اتفاق را رقم بزند .
    چرا این پرانتز تهش باز نیست ؟ باز هم ایرادی که در این مصرع می بینم تعریف و انتظار اشتباه داشتن از یک پرانتز است که با نام خود شکل مشخصی را دارا می باشد ( ) …
    پرانتز هرجا که باز شود باید در جایی دیگر بسته شود و اگر چنین نباشد نمی توان پرانتز نام گذاری کرد .
    نکته ی دیگر این است که پرانتز در این شعر به عنوان یک اسم خالی مطرح می باشد یعنی در روند کلی شعر هیچ تاثیری نگذاشته است ، مثل آهنگ ” ترامادول ” از ش . نجفی که فقط اسم ترامادول در آن بکار گرفته شده است که می شد ترامادول را برداشت و دیازپام را جایگزینش کرد .
    وقتی اسم خاصی در شعر میاوریم و از طرفی این اسم محوریت کار ماست باید تمامی فضاها حضور و اهمیت آن را نشان دهد نه اینکه این اسم به عنوان یک اسم که هیچ نقشی در کلیت شعر ندارد ایفای نقش کند .

    برای مثال پرانتز را حذف کنیم و کلمه ی گیومه را جایگزین کنیم که ایرادی هم به وزن ما وارد نخواهد کرد : چرا این گیومه تهش باز نیست ؟؟؟
    آیا اتفاقی در شعر افتاد ؟؟؟ خیر
    و این یعنی ضعف کاربرد کلمه در کلیت یک شعر ، پرانتز باید نوعی در کار جا می گرفت که هیچ کلمه ی دیگری را نتوان جایگزینش کرد .

    بازهم می گویم که این اثر بسیار یکدست و قوی تر از کارهای معمولی که در آکادمی می بینم می باشد ، اما هیچ شعری عاری از ایراد نیست .

    تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
    هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست !!!

    با سپاس
    آرش توفیقی ” دادا “