بنام

بنام خدا اون که تنها رفیق راهمه
همون که تو سختی و مشکلات همیشه با منه
بنام سربازی که خون تنش مارک پریهنشه
لب مرز مردان به فکر خاک میهنشه
بنام شهیدی که هشت سال واسه رفاع جنگیده
یادگاریش چنتا استخون و پلاک و زنجیره
بنام دختری که پی راه هرزگی نرفت
به هیچ نامرد لاشی تنشو هدیه نکرد
بنام کارگری که سی سال داره نوکری میکنه
واسه خاطر زن و پچش از بالا سری توسری میخوره
بنام کودکی که از گدایی چشاش خیس خیس
واسه خاطر مادر پیرش کار میکنه لب خیابون نشسته مشق مینویسه
بنام جوونی که نا امیده رسیده به اخر
به نام هردونه از اشکهای چکیده ی مادر
بنام کوروش مرد پر از شکوه عدالت
بنام مولانا و سعدی و فروغ هدایت

۶۶۷
۱۰