مرگ لبخند

شبیه مرگِ یک لبخند،روی لبهای بی جونم
مث اون لحظه که دارم،برات لالایی میخونم

تو میخوابیو این دنیا،برام تشبیهِ ویرونس
دیگه بیدار نمیشی،بغض،سقوطِ شادیِ خونس

تو میریو من این گوشه،مث دیونه ها میشم
توی رؤیای لمسِ تو،من از دنیا جدا میشم

"منو دستای لرزونم،منو حرفای نا مفهوم
منو آشوبو فریادم،تو اما ساکتو آروم"

داره سرما شروع میشه،تو که رفتی از آغوشم
حالا جای لباسِ شاد،همیشه تیره میپوشم

فضا سردو غم انگیزه،من از این حال میترسم
بهارم که زمستون شد،من از امسال میترسم

پر از سرگیجه وآخر،یه مردِ خسته و تنها
که میشینه یه گوشه با،توهم های بی معنا

"منو دستای لرزونم،منو هذیونِ نا مفهوم
منو آشوبو فریادم،تو اما ساکتو آروم"

امید منتظری

۹۱۰
۳۳