احساس آزاد

دنیای من درگیر تشویشه
با تو کمی آروم تر میشه
میبوسمت، مارو نمی بینن
بارون نشسته پشت این شیشه

وقتی به چشمام خیره می مونی
قلبم تُو سینه تند می کوبه
وقتی کنارت شعر می خونم
حس می کنم حالت چقد خوبه

احساسِ من، نه عشق مجنونه
نه عشق بی پروای فرهاده
من دوستت دارم مثه هیچ کس
قلبم تُو این احساس آزاده

حالا تو هم درگیر این حسی
من که نباشم سخت بی تابی
از چشم من می بینی دنیا رو
بی چشم های من نمی خوابی

من از همون اول می دونستم
عشقِ تو آخر سهم من میشه
تُو باغ همسایه تو رو کاشتن
اما تُو قلب من زدی ریشه

۷۷۲
۲۴