اندوه ماه

اندوه ماه
من این شب ها به یادت غرق آهم
ولی دنیا برام رنگین کمونه
بذار حالا که لبهات و غزل برد
کمونه چشم تو با من بمونه

تو این لحظه،یه جایی توی چشمم
خدا هم تو قدم های تو گیره
آخه شهری که با تو ساخته بودم
قرار بود اسم ماهو پس بگیره

باز اینبارم تو میری و یه شاعر
همون آدم که بودی کل دنیاش
نشسته رو به قبله چش تو چشمت
همش لالایی و بوس و غزل هاش

۵۷۳
۱۶