اینجوری دور می شم از تو

دست تو سرد و هوا سرد و شب خاطره سرد
من دارم میرم از اینجا توی قلبم پر درد
جاده خیس و چشم من خیس و شب خاطره خیس
لحظه های بی تو بودن کم تر از فاجعه نیست
لحن حرفای تو تلخ و فال این قهوه چه تلخ
اینجوری دور میشم از تو ته این قصه چه تلخ
یاد آبی چشا و قلب مهربون تو
پر پرواز من و پاکی آسمون تو
توی آسمون چشمات میپریدم و می جستم
وقتی بارون می زد اما پروبالمو میبستم
حالا با یه بال زخمی توی این قفس اسیرم
شبا با یه بغض سنگین عکستو بغل میگیرم

۵۷۴
۱۱