موهاتو از ته می زنی اما .. تاسی هم این روزا علاجت نیست!

شش ماهی میشه ک توی سایت و بیرون سایت فعالیت نداشتم ترانه نگفتم
بعد این همه مدت یهو ی ترانه اومد تو ذهنم که بدون ادیت گذاشتمش اینجا
با نظراتتون تو بهتر شدنش کمکم کنید

بعد از یه مدت درد ، سِر می شی
چشمای تبدارو نمی فهمی

مثل لواشک های شیرینی

خوبی ولی لذت نمی بخشی

بعد از یه مدت درد، تنهایی

تنهاییا زجرت می دن دختر

موهاتو از ته می زنی شاید

دستای اون یادت برن دختر

آرایشت محدود ِ رژ می شه

ریمل که اصلا نه ! نمی تونی !

جاری میشن رو گونه هاتو بعد

رسوا می شی خوب اینو می دونی !

عین ِ عزادارای داغونی

کل لباساتو سیا کردی

با اینکه می دونی تهش پوچه

می خوای یه بار ِ دیگه برگردی

موهاتو از ته می زنی اما

بوی نوازش میده تاسی هات

می خندی که چیزی نفهمونی

از رفتنش به همکلاسی هات

درداتو با بالشت خیس ِ اشک

حرفاتو با کاغذ میگی زهرا

می دونی که خیلی خطرناکه

باید گذشت از خستگی زهرا!

خیلی خطر داره که برگردی

موندن برات امنیته دختر

این داغی که روی دلت مونده

یه رازه که تو سینته دختر

موهاتو از ته می زنی اما

تاسی هم این روزا علاجت نیست

یه مرد ِ جا افتاده کاش بودش

که وایسه تو روتو بگه : هی ! ایست!

این هم فایل صوتیش :
http://s5.picofile.com/file/8111521142/Vocal_Female.mp3.html

۴۴۱
۴۲
۱