کوچه

توی این کوچه ی تاریک که نداره رهگذر
از کجا باید گذر کرد به کجا کرد نظر
توی اوج نا امیدی میزنه چراغی سوسو
نور این چراغ کم اما از امید داره خبر
بین این همه مسافر یکی نیست که پا بذاره
رو تن کوچه ی بنبست که هنوز امیدواره
هر کی اومد سر کوچه خیلی ساده پشیمون شد
غربت کوچه ی تاریک انگاری نداره چاره
آره از جنس دل ماست جنس این کوچه ی غمگین
دلایی که شکنندست شبیه ی بقض سنگین
اگه ما بخوایم میتونیم با همین امید کم هم
دلامونو بکنیم سبز بشه کوچمون چه رنگین
رنگ سبز رنگ امیده رنگ زیبای بهاره
میبینم مسافرارو توی کوچمون دوباره
میرسیم به روشنایی با همون چراغ کم نور
شده کوچه باز روشن با نور ماه و ستاره
کاش بشه کوچه ی سرسبز سرنوشت این دلامون
کاش بشه تو اوج سختی نشکنه دلامون آسون
دیگه هیچ غمی نداره دل کوچه ی بهاری
کاش واسه ما بشه امید مثله قطره های بارون
که بباره روی سختی رو تن خشک بیابون

۶۵۵
۱۱