روزهای برفی

تو اون روزهای عاشقی که باز میارمش به یاد

دلتنگم از ندیدنت بازم دلم تورو میخواد

یادم میام که آسمون تو اون روزا چه ابری بود

روی زمین برف مینشست اما دلا بهاری بود

من بودم و تو بودی و عشقمون و ی فصل سرد

اما حالا تو نیستی و مونده برام این همه درد

شبا که یاد تو همش سر به سر من میذاره

آسمونم ابری میشه به عشقه ما باز میباره

گاهی از خودم میپرسم چی بوده گناه این دل

گاهی از خودم میپرسم کی شدم من از تو غافل

شاید از غفلت نبوده که من اینجا تک و تنهام

شاید از دست حسوداست که هنوز درگیر غمهام

یادم میاد اون خاطره با تو نشستن روی برف

دیدن چشمای نازت گفتنه اون همه حرف

گفتنه حرفای شیرین خنده های بچه گونه

یاد اون دستای گرمت دست دل میده بهونه

حالا از روزای برفی مدتی گذشته انگار

حرف آخرو باید گفت عشقه من خدا نگهدار

۶۶۷
۱۴