غرور

گفتی خداحافظ در و بستی
با اینکه قلبت پشت در جا موند
با اینکه اسمم رو پلاکی زرد
رو گردن تو بی خبر جا موند

احساسی که اشکاتو راهی کرد
از قلبیه که دست تو دادم
برگرد و با اشکای من سر کن
دلتنگیاتو پاک کن از یادم

از من به تو راه زیادی نیس
تنها یه اغوشه که یخ کرده
شاید غرورت خسته شه از ما
دستام به دستای تو برگرده

۲۹۹
۲
۳

  • از من به تو راه زیادی نیس
    تنها یه اغوشه که یخ کرده
    شاید غرورت خسته شه از ما
    دستام به دستای تو برگرده

    تبریک می گم شما میدونید که چطور احساس رو بنویسید و از این رو ترانه شما سرشار از عشق وطب و شوره و این حقیر با هر بار خوندن ((شاید غرورت خسته شه از ما/دستام به دستای تو برگرده))
    پرت میشه وسط خاطرات گذشته خود و … سرتون رو درد نیارم صرف نظر از همه چیز اولین ترانه ای بود که امروز خوندم و لذت بردم

  • بسیار عالی، ولی کاش حداقل یک بیت دیگه اضافه میکردید تا شکل ترانه بگیره