به نام خدا

چوبه ی اعدام

بازم نگا کن حال و روزم رو
حق منه انقدتنها شم؟
نزدیک یه قرنه که مشغول
بوسیدن رد قدم هاشم
نزدیکه یه قرنه برای من
این فاصله که میگه چندماهه
سهم من از این فاصله شاید
اشکاموبغض گاه و بی گاهه
تقدیر من دستای خالیمه
چیزی نمونده واسه ی فردام
این فاصله که کم نشه دیگه
واسم حلاله چوبه ی اعدام
چشمای خیسم منتظرمیشه
برداره از رو زندگیم مرگو
بازم یه قرن تنهایی وموندن
رو چوبه ی این دار بی برگو
این لحظه ی تاریخیه دنیاس
جون دادن بی تو برای تو
یادت بمونه لحظه ی مرگم
هیچکی نشد هم قدجای تو

۵۴
۱