تزانه

ترانه "انعکاس"

واسه ی دیدن چشمات، تو که ماه آسمونی ، پل زدم به خاطراتت، از پس هزار نشونی

انعکاس:

واسه ی دیدن چشمات، تو که ماه آسمونی
پل زدم به خاطراتت
از پس هزار نشونی
من اگه دور موندم از تو
دنبال چشات میگردم، اگه حتی مال اونی.
مارو روزگار نامرد، اینجوری از هم جدا کرد
منو با یه دنیا گریه
تورو با کی آشنا کرد؟
آخه تو اندوه چشمام، گریه های من اسیره
این دل بهونه گیرم، بی تو و چشمای نازت
شک نکن یه روز با غربت
توی گوشه ای میمیره.
اون روز از من دیگه واست
غیر گریه هام نمونده
خاطرات کهنمونو، بی وفاییات سوزونده
بعد رفتنت ندیدی، که چقد من بی پناهم
گریه هامو خفه کرده، یاد تو توی نگاهم.
منو تو خورشیدو ماهیم
که تو خورشیدیو ماهم
تو روزات سفیده اما
من فقط یه انعکاسم
اگه تو روزی نباشی، من یه سنگ رو سیاهم
گرچه تو دفتر عشقت، من فقط یه اشتباهم
رنگ چشمات برده از من
تابو طاقتو صبوری
تو چقدر سنگی که حتی،
واسه ی گریوندن من، خنده می کنی به زوری
لااقل نگاهی بنداز و بپرس از روزگارم
که با درد سینه سوزت، من الان کجای کارم
اگه پرسیدی میفهمی،
که زمون لامروت، این روزا کرده چکارم
با تموم دلخوری هام
توی این دو روز دنیا، به چشای تو دچارم.

۱۵