من بغض میکنم ...

من بغض میکنم ، تو خنده کن برو

این ترانه در سال 1393 نوشته شده بود ولی بعد از چند سال تصمیم گرفتم که کمی ویرایش بکنم کار رو و خلاصه تر بشود.

ترانه: من بغض میکنم، تو خنده کن برو!

 

من بغض میکنم ، تو خنده کن برو
این حس موندن و شرمنده کن برو
من بغض میکنم، تو فکر من نباش
حرفی دیگه نزن،رو زخم نمک نپاش

من خسته ام ازین، تَه مونده های شک
توو خاطراتمون، هی میکشم سَرَک
من خسته ام ازین، اطفار تکراری
گاهی دوسِت دارم، گاهی کُتک کاری
گاهی رفیق شب، مثل دوتا مَحرَم
گاهی مثه دشمن، تشنه به خون هم
بغضی که می بینی، جا مونده توو سینه

وقتی بری، گریه، شاید یه تسکینه

من بغض میکنم ، تو خنده کن برو…

 

۶۰