امید

صبحا‌از خواب پا میشی عاشق زندگیتی
خدا رو شکر میکنی کنار عشق بچگیتی
به آرزوت رسیدی و غلت میزنی تو رویاهات
خوشحالی از این که کلا همه خوبن باهات
تو عاشق خدا بودی خدا بهت عشقشو داد
تو انقدی خوب بودی که خدا بهت دنیا رو داد
تو پاک و خیلی ساده ای تو حالی فوق العاده ای
تو از تموم این مردم خوشحال تر و خوشبخت تری
اگه یه وقت پاهات لغزید تو محکم تر قدم بردار
اگه یه وقت زمین خوردی تو محتاط تر قدم بردار
تو از گنج قارون و ملک سلیمون فقط عشقشو داری
اما دلت خوشه تو حتی با همین جیب های خالی
خیلی چیزا هست که ندارن اونا حتی یه ذره شم
خوشحال تویی که راحت میخوابی زیر نور شمع
پس بخند که خنده ات نشون میده چقد سادست
√ زندگی وقتی که توش عشق و احساس هست

۸۷