پروانگی

شب از بی خوابی من دست به سر شد

دلم یک جا نموند و در به در شد

دلم رفت با هزار و یک بهونه

نتونست بی تو یک لحظه بمونه

 

دلم رفت با خیالت همسفر شه

هوات موند تا دلم آشفته تر شه

ببین دوریت منو عاشق ترم کرد

فقط غم همدمم شد باورم کرد

 

چه شبهایی که تنهایی سحر شد

تمام لحظه هام بی تو هدر شد

چه روزایی که دل بی تو پروانگی کرد

تو بت بودی و دل هی بندگی کرد

 

 

 

۴۶
۱

درباره‌ی علیرضا کریمی (عِرفا)

پرنده ای که بال و پرش ریخته باشد مظلومیت خاصی دارد باز گذاشتن در قفسش توهینی است به او در قفس را ببند تا زندان دلیل زمین گیر شدنش باشد نه پر و بال و ریخته اش (عِرفا) khosroekhoban@yahoo.com
عضویت