«تناقض»

(آرمان رضایی زاده)

تن تو ظهر تابستون اما چشمات سوت و کوره چه تناقض عجیبی میونه این راه دوره...

نام اثر:«تناقض»

ملودی و کلام:آرمان رضایی زاده

تن تو ظهر تابستون

اما چشمات سوت و کوره

چه تناقض عجیبی

میونه این راه دوره

ما شدیم خار تو چشمات

ما رو چشمات جا نمیدی؟!

تو چشات خونه ی عشقه

ما رو خونه راه نمیدی؟!

منو از خودم گرفتی

رفیق سایه ها شی

تو فصل سرد پائیز

رقیب عاشقا شی

کاش میشد مثه قدیما

منو آغوشت بگیری

بم بگی اگه نباشی

تک و تنهایی میمیری

کاش میشد یه بار دیگه

گم بشم توی نفسهات

موج موهاتو بگیرم

من بشم رفیق چشمات

منو از خودم گرفتی

رفیق سایه ها شی

تو فصل سرد پائیز

رقیب عاشقا شی

……………………

سپاسگذارم از وقتی که میذارید و مطالعه میفرمائید.🌹

۱۶