«تناقض»

(آرمان رضایی زاده)

تن تو ظهر تابستون اما چشمات سوت و کوره چه تناقض عجیبی میونه این راه دوره...

نام اثر:«تناقض»

ملودی و کلام:آرمان رضایی زاده

تن تو ظهر تابستون

اما چشمات سوت و کوره

چه تناقض عجیبی

میونه این راه دوره

ما شدیم خار تو چشمات

ما رو چشمات جا نمیدی؟!

تو چشات خونه ی عشقه

ما رو خونه راه نمیدی؟!

منو از خودم گرفتی

رفیق سایه ها شی

تو فصل سرد پائیز

رقیب عاشقا شی

کاش میشد مثه قدیما

منو آغوشت بگیری

بم بگی اگه نباشی

تک و تنهایی میمیری

کاش میشد یه بار دیگه

گم بشم توی نفسهات

موج موهاتو بگیرم

من بشم رفیق چشمات

منو از خودم گرفتی

رفیق سایه ها شی

تو فصل سرد پائیز

رقیب عاشقا شی

……………………

سپاسگذارم از وقتی که میذارید و مطالعه میفرمائید.🌹

۲۰۸
۱

  • با درود آرمان عزیز . اثر زیبایی نوشتی ولی چند مورد هست که به سبب خوانش ترانه تون به خودم اجازه میدم که اینجا متذکر بشم البته نه به عنوان نقد بلکه به سبب تجربه و از دید نه صرفا ترانه نویس بلکه از نگاه آهنگسازی چرا که اوج حضور ترانه در پیوند با موسیقیست . دوست من اولین مورد جدا از بحث تکرار واژه و استعاره های تکراری (( تن تو ظهر تابستون )) رو به عنوان شروع مطلع شعریتون در نظر گرفتید که متاسفانه در ساختار ابتدایی اثر باعث ایجاد بهم ریختگی موضوعی شده چرا که در ادامه میخونیم(( اما چشمات سوت و کوره)) خوب ربط این دو کجاست ؟ من به عنوان شنوده عامی چه ارتباطی با تن فصل زمستونی با چشمهای سوت و کور باید پیدا کنم و بعد ایکه اصولا چشم یا بیناس یا کور بکار بستن سوت و کور برای خاموشی و سکوت و بی حرفی زبانی . شنیداری کاربرد تمثیلی پیدا میکنه . مورد بعدی ساختار وزنی ترانه س که دچار فروپاشی میشه و فقط به صرف انجام وظیفه و بستن قافیه و مصرع شعری گویا لحاظ شده چنان که میخونیم
    (( ما شدیم خار تو چشمات
    ما رو چشمات جا نمیدی؟! ))
    این نوع بیان از اساس ایجاد نقص در خوانش میکنه یا باید گفاته میشد مارو تو چشات جا نمیدی یا مارو به چشمات راه نمیدی … وگرنه (( مارو چشمات جا نمیدی )) نه از لحاظ دستوری و نه از لحاط گفتار عامیانه کامل نیست همچنین در ادامه با عاملی به اسم کثر لغوی مواجه میشیم که با در نظر گرفتن وزن ترانه تون و نیز ارکان تقطیع موجود در بخش زیر
    (( منو از خودم گرفتی
    رفیق سایه ها شی
    تو فصل سرد پائیز
    رقیب عاشقا شی ))
    ترانه دچار پرش وزنی شده در صورتی که باید در ادامه با همین داشته های لغوی چنین نگارش میشد
    (( منو از خودم گرفتی
    ” تا “رفیق سایه ها شی
    تو”ی ” فصل سرد پائیز
    “تو” رقیب عاشقا شی ))
    در کل به نظرم بهتره که یکبار دیگه یه ویرایش نرم به کارت بدی که به زیبایی اثرتون اضافه کنید و امیدوارم که این پیام ر با گارد و به عنوان یک نقد تلخ در نظر نگیرید انقدر ترانه تون خوب بوده که تا انتها خوانش کنم و اگر نظری هم هست نه از خبث بلکه از حسن نیت بوده
    روز و روزگارتون زیبا …