موسیقی حرفه ای در ایران و خلا ظرفیتی به نام بازار موسیقی ایران

آشفته بازار موسیقی در ایران و شرایط گذار از آن .

به سبب فعالیت در زمینه تولید آثار موسیقیایی در مقام تهیه و ترانه سرا و اهنگساز و با اتکا به تجربه همراه با بغض و حسرت و خستگی مضاعف همیشگی اما امیدوار به اصلاح شرایط در راستای فعالیت رسانه ای با محوریت تولید و پخش آثار موسیقی ایی و به دنبال تحقیقاتی که به هدف ریشه یابی و کشف علل و یافتن راه نجات از آشفته بازاری که گریبانگیر موسیقی امروز ما در ایران و تولیدات مربوطه همچنین دامنگیر تمامی عوامل تولید آثار از ترانه سرا تا نشر دهنده و رسانه میباشد انجام داده ام متعاقبا جریده ای از آنچه به عنوان نتایج حاصله بدست آورده ام را به منظور همفکری و باز نمودن باب گفتگو با استفاده از فرصت ارائه مقالات در این قرارگاه هنری با دیگر همراهان ، اساتید و بزرگان و دوستان و همترانه های عزیز به اشتراک میگزارم . باشد که گفتگوی پیش رو سبب ایجاد انگیزه و همگرایی همفکران و آنان که حاضر به قدم نهادن در مسیر مبارزه فرهنگی از برای تعالی هنر و هنرمند میباشند واقع افتد و ماحاصل آن سنگ بنایی شود در راستای تعالی هلق آثارموسیقیایی و توفیق هنرمندان و بقای فاخر هنر .

نزدیک به دو دهه از روزی که به سبب ایجاد پاره ای از اصلاحات سیاسی و بنا به ایجاد شرایط و متعاقبا اصلاحات اجتماعی هر چند جزئی و به سبب تلاش و مبارزه اهالی موسیقی از ترانه سرا و موسیقیدان امکان تولید آثار موسیقیایی ، پخش و برگزاری رویداد در قالب کنسرت به صورت محدود و مشروط و با ادعای نظارت و ایجاد شاخص های مربوط به تولید آثار فاخر و با وجود ممیزی جراحانه وزارت ارشاد بر بستر ویرانه های بازار موسیقی به جا مانده از دهه پنجاه و محدود کاسبان لاله زاری در مقام تهیه و نشر آثار با تایید و مجوز در قالب موسیقی پاپ برای خوش خوشانه نسل بعد از انقلاب اسلامی که از مرگ به تب قناعت داشت فراهم شد و این امکان بوجود آمد که جز ترانه های پوچ و موسیقی تهی از جذابیت شنیداری که به منظور مناسبتها یا جهت توصیف زیبایی گل و بلبل به عنوان محصول شنیداری که تا آن زمان سرود هم باید نامیده میشد هر چند با کیفیتی متعلق به ۲ دهه قبل تر  به هر نوع و هرشکل  موسیقی ای با عنوان موسیقی پاپ شنید و باب شرایط پخش موسیقی از تنها رسانه موجود که رادیو و تلویزیون با عنوان صدا و سیمای جمهوری اسلامی بود ممکن گردید و تا به امروز که به تجربه کنسرتهای رنگارنگ و گاه باارزش و گاهن بی کیفیت و کاسب معابانه و دیدن اجرای گروههای درجه ۲ و ۳بورس بین المللی و امکان تعریف ژانر در تولید آلبوم و تولید موسیقی رسیدیم گذشته از تمام مشقتهایی که در طی این دوره در مسیر تولید و اجرا گریبانگیر تمامی دست اندرکاران از شاعر و ترانه و آهنگساز و موسیقی و نوازنده و پارت مربوطه بود .یک موضوع مهم که نقدیست گویا و ماندگار بر پیکر فضای موسیقی حرفه ای ما که به صورت یک نشان زشت از برای توصیف بی در و پیکر بودن آن به کار رفته و میرود که همانا نبود ساز و کار و وجود خلا یا ضعف و یا عدم بکار بستن قوانین و تمکین به آن در راستای ایجاد فضایی تحت عنوان مارکت یا بازار موسیقی با تمام قواعد و معانی و اصول و امور مرتبط با آنچه که در تمام دنیا به آن بازار موسیقی میگویند میباشد .

شاید وجود این خلا بزرگ را بتوان به عنوان مبنای تمامی مشکلات و پاسخی برای تمام سوالات مطرح شده تحت عناوینی چون چرا ستاره ای متولد نمیشود و چرا آثار بی ارزش تولید میگردد و ضعف جامعه موسیقی را در کجا باید یافت و رفع نمود و امثالهم دانست . آری نبود یک سازوکار قدرتمند و مسئول که بتواند تمامی جوانب و اساس لازم را با هدف قرار دادن تعالی و رشد تولیدات موسیقیایی ایجاد و مدیریت نماید و وجود اراده ای که سبب گردد بدون بوجود آمدن فضایی پوپولیستی و سانسورگری و ایجاد محدودیت و تحمیل سلایق و وجود نگاه گزینشی و بوجو آوردن شرایط مجاز دانستن یا ندانستن که تجربه آن را در دهه های گذشته داشتیم و نتیجه و حاصلش را که همین لجام گسستگی موجود بوده بتواند راهگشا و به عنوان بستری اقتصادی با داشتن قابلیت پشتیبانی و تولید و انتشار و سود آوری و بوجود اوردن ارزش افزوده با فراهم سازی الزامات و اقدامات مقتضی که هویت و تکریم و آتیه و تامین حقوق هنرمند و تولید کننده و رسانه  و فعال اقتصادی را در این حوزه با ستون و عمود نمودن قانون و با تلاش برای احقاق حق در راستای تولیدات حرفه ای موسیقی نتیجه گرا و ارزش آفرین طرح ریزی ، پی ریزی ، ایجاد ، اجرا و مدیریت نماید که این مهم امکان پذیر است به شرط آنکه اراده جمعی و حمایت صنفی و مشارکت عموم ذی نفعان در پس آن نمود و حضور داشته باشند .

آری کار از عمل برآید .

نکته همینجاست و باید برای یک همچنین موضوع بزرگ و حیاتی که وجودش از هر نظر نافع و موثر بر تعالی موسیقی و نبودش باعث وخیم تر شدن شرایط و سود بری عده ای سرمایه دار و باد شدن تولیدات بادکنکی و بدون پدر و مادر بودن و بی هویتی موسیقی حرفه ای و تولیدات و … میباشد همت گماریم و اگر دغدغه ای براساس درک ضعف های موجود و ضایع شدن حق هنرمند فعال در زمینه موسیقی وجود دارد میبایست که بدون تکرار خطای گذشتگان و نگاه از بالا به یکدیگر و نفی عملکرد و در کمال احترام متقابل و با یک هدف بر مبنای یک درد مشترک به شور و گفتگو بنشینیم .

میباید اگر میخواهیم به آن تعالی برسیم اساس گفتگو و بحث را پایه ریزی کنیم و به خرد جمعی خود و با اتکا به همیاری و دوشادوشی یکدیگر ، جملگی از ترانه سرا تا رسانه های کوچک و فعال و هر آنکس که دستی در تولید آثار موسیقیایی دارد و  با حرمت نهادن به یکدیگر به سوی دست یابی به مبنای عملکرد صحیح و طرح نقشه راه و تعیین چهارچوب و هویت دهی و شخصیت بخشی به آنچه که لایق فضای موسیقی مان میدانیم و با جدی تلقی نمودن و پذیرش هر آنچه تایید و تعیین میگردد با پشتیبانی و دفاع تمام قد از ماحصل گفتگوها و نتایج بدست آمده حرکت نماییم.

بی اقراق ظرفیتهای بسیاری برای بوجود آمدن واژه بازار موسیقی به معنی کلمه از برای موسیقی موسیقیدانان و هنرمندان ایران در حال حاضر موجود میباشد از توانتولید محتوای موسیقیایی تا توان و ظرفیتهای رسانه ای لازم در ابعاد و اندازه متعدد و در سطوح استطاعات حرفه ای مختلف و نیز حضور پیشکسوتانی که همچنان شانس بودنشان را داریم و وجود فعالان و هنرمندان حرفه ای و جوان و نیز وجود سرمایه گذاران راقب به سرمایه گذاری که در حال حاضر به صورت سرمایه گذاری های مقطعی تحت عنوان اسپانسرشیپ ها موجودیت دارند و فعالیت میکنند و نیز امکانات بسیار دیگری که با طرح و برنامه مشخص و مدون و با توجه به وجود قوانین هر چند نیازمند به اصلاح میباشند اما در قانون اساسی از جانب قانونگذار پیشبینی شده اند و میتوان به این مهم هرچند با مشقت و سختی دست یافت .

در غیر اینصورت باید شاهد بر لجام گسیخته تر شدن این آشفته بازار و بی هویتی و نبود معیار مشخص در مورد موسیقی ارزشمند و موسیقی دارای کیفیت و دارای محتوای قوی و همچنین مظلوم ماندن سایر سبکهای موسیقی که عنوانی غیر از پاپ را به دنبال میکشند و از همه فاجعه بار تر بر فنا رفتن گوش شنیداری مخاطب و شنونده ایرانی که دارای بدترین رتبه شنیداری در میان شنوندگان موسیقی در دنیای امروز میباشد حتی ازین وضع فجیع تر باشیم .

ما دهه هاست که موسیقی خوب و دارای استاندارد را بی اقراق و بدون خرج نمودن تعصب کور نشنیدیم و به سبب نبود هیچ سازوکار معلوم و معینی چه برای هنرمند و چه برای شنونده و مخاطب به عنوان بازار موسیقی که خط سیری مشخص از پروسه تولید و پشتیبانی و انتشار را در قالب دایره  عرضه و تقاضا معرفی کند به خود ندیدیم و از برای همین نا مبارکی ها به این آشفته بازار فعلی و شرایط کنونی که گریبان جامعه موسیقی و به طور کل موسیقی و تولیدات شنیداری مارا گرفته است رسیده ایم ، شرایطی که برای هنرمند و موزیسین و تمامی دست اندرکاران و فعالان هنری به مانند قرار گیری در شرایط  ارباب رعیتی و تداعی یک آپارتاید هنریست که به سبب نبود چیزی تحت عنوان مارکت موسیقی و تعریف جایگاه و تعیین نفع و بهره از میزان سهم عملکرد و نبود تامین امنیت شغلی بر پایه یک فضای دارای نظام و پشتوانه بر جامعه موسیقی حرفه ای ما تحمیل گردیده و با کمی تامل و دنبال نمودن اخبار هرمندان غرق شده در این آشفته بازار فعلی و داشتن کمی توان تحلیل در مورد شرایط میتوان از اصالت این ادعا اطمینان حاصل نمود . ودر این میان خانه موسیقی و هر گونه تشکیلات دیگری که اسم موسیقی را یدک میکشند جز بنگاههای بیت مال و بودجه خواری و بی هیچ عزت نفس و بدون کوچکترین اثر مثبتی هیچ کار مثبتی به صرف آنکه حوزه اختیاراتشان این اجازه را به آنها میداده است انجام نداده و انگار که اصلا وجود نداشته اند .

ثمره نبود بازار قانونمند و دارای توانمندی اقتصادی که پشتوانه ای جهت تضمین عرضه با کیفیت محتواست بوجود آمدن اتاق فکرهای رسانه ای که حتی در داخل ایران نیز نیستند و نوع فعالیت هنری را و نوع تولید را دستخوش فعالیت خود قرار داده اند میباشد که به سبب استفاده از غیبت رسانه های داخلی و نبود هیچ سازو کار معینی در زمینه تولیدات و ارائه آثار موسیقیایی مالک بی چون و چرا سلایق و علایق شنیداری مخاطب داخلی گردیده و اساس کیفیت و الگوی تولید محتوا منطبق با سرمشق های آن و امثال آن که اکثرن نیز خود دنباله رو میباشند بسط و گسترش میابد

کافیست با همت و ایجاد فضای گفتگو و با احساس خطر نمودن و همچنین درک به موضوع نیازمندی جامعه موسیقی ایران فارق از سبک و ژانر و اندیشه به برقراری شرایط منسجم و دارای قاعده و اصلوب و نظم و قانون تحت عنوان بازار موسیقی ایران و رسیدن به بلوغ فکری از بابت درک قاعده گفت و شنود و به در طی آن ایجاد و طراحی نقشه راه و مشخص و معین نمودن تمامی زوایا و هر آنچه که باید و نباید با مبنی با اعتقاد به فعالیت آزاد و بود حدود سلیقه ای و غیر حرفه ای از لحاظ تولید اثر دارای کیفیت و احترام به موسیقی تولیدی بنا به احترام به شنونده با سلایق گوناگون و علاقمندی به سبک های متعدد با استفاده از تمامی ظرفیتهای موجود و وجود فاکتورهایی مربوط  به منش اقتصادی که اساس تعالی و تامین و نفع در راستای فعالیت حرفه ای میباشد و با پشتیبانی و حمایت تمام قد از حرکت آغاز شده و احترام به آن و وجود انگیزه و اراده در پیش برد و پیشرفت این مهم و درک میزان ضررهای مادی و معنوی که بنا به وجود نقیصه های موجود به جانب اهالی موسیقی تحمیل شد و باعث عقب ماندگی و بی سرو سامانی جامعه موسیقی گردید و درس گرفتن  از تجارب گذشته به سمت ایجاد آینده ای که همراه با اعتبار و هویت و منفعت و معیشت از برای هنرمندان و فعالان در عرصه موسیقی و در راستای تولیدات حرفه ای و رسیدن به یک اصول متمدنانه و ارزش محور و دارای اصالت وجود از برای تولید محتوای ارزشمند و تکریم مخاطب و شنونده به موازات آن در قالب سازوکاری تحت عنوان بازار موسیقی ایران به معنای کلمه  باشد با اتکا به خود و باور امکان پذیری آن ، ازین بیراهه ای که در حال حاضر در آن به سمت ناکجا آباد در حال حرکتیم به سمت و سوی کمال و به سمت هدف متعالی تغییر مسیر داده و جاری و ساری گردیم . به امید آن روز

امید شنواد

۱۵/۱۲/۱۳۹۷

۲۲۶
۸
۱