قرنطینه

خیالت رو تنش کردم
بهش عطری زدم از تو
که شبهام با اونا سر شد

بهش زل میزدم تا صبح
میرفتم تا ته چشماش
حالم بد بود و بدتر شد

چقد لبخند مصنوعی
از چشمای من افتاد و
رو لبهای تو پرپر شد

چقد دلتنگ دلتنگم
دلم از رفتنت قرصه
کسی جز تلخی یادت
از احوالم نمی پرسه

یه دیوونه صدام کردن
قرنطینه شدم واست
تو این حسو نفهمیدی

روانیت بودم و هستم
یه ساده لوح سردرگم
نمی دیدی و نشنیدی

با رویاهات پس افتادم
با کابوس تو جنگیدم
از این رنجم نرنجیدی

چقد داغون داغونم..
تن و قلبم به زنجیره
نگو این بود حق من
نگو تقصیر تقدیره

همه دنیای سلولم
خلاصه میشدن در تو
یه نعش مرده بعد از تو

بذار بعد از تو راحت شم
خلاصم کن تو این بن بست
نفس پژمرده بعد از تو

بذار بعد از تو راحت شم
خلاصم کن تو این بن بست
نفس پژمرده بعد از تو

#بهمن_نوروزی

۵۸
۴

  • زیبا بود
    فقط تو بیت اول من متوجه نشدم خیالش رو تن کی کردین

  • درود دوست من ترانه ات را خواندم نه یکبار بلکه ۳ مرتبه . بار احساسی قابل توجهی داشت منتها از لحاظ وزنی نه به عنوان رعایت عرف مفاعیل و مفاعل و … بلکه ضرب آهنگ ترانه بر اساس خوانش انفرادی شاعر مقرر شده نه جهت خوانش مخاطب این نوع از ترانه به سبب گنگ بودن میزان و آکسان برای منه مخاطب خیلی جنبه انتزاعی پیدا میکنه که این انتزاع به مفهوم کانسپت یا مفهمومی بودن ژانر ترانه نیست چرا که واژگان و محتوای ترانه کانسپت نیست . قافیه یه جاهایی نیاز به شاید ایجاد وزن مصنوعی داره که بدون کمک ملودی در جریان خوانش ترانه به ایجاد خلا میانجامه منظورم اینطور بگم که نوع میزان بندی شاعر کاملا بر اساس نوع خوانش شخصی وی بکار رفته که با توجه به نوع تحریر که مشخصا سبب عدم انسجام و وصل و ربط ابیات در جامعیت مصراع شده . و بکار گیری واژگان بسیار زیبا که نقطه قوت این ترانه هست نیز در جایی به چالش انتزاعی بودن میکشه مخطب رو مثلا منظور از (( همه دنیای سلولم )) برای مخاطبی که از ابتدای تعریف و شرح ترانه هیچ کحا به در بند بودن شاعر و یا حس دربند بودن برخورد نمیکنه این کلمات در قالب واژه چینی سبب گنگ ماندن ذهن مخاطب دنبال کننده موضوع میشه چرا که قرنطینه جور زندان رو کشیده و حبس در قرنطینه با سلول تضاد برداشتی ایجاد میکنه
    در جای دیگه که کلمات به کار رفته دچار گنگی میکنه مخاطب رو در
    خلاصم کن تو این بن بست
    نفس پژمرده بعد از تو
    خلاصم کن در این بن بست به چه معنی لحاظ شده منظور شاعر آیا این بوده که منو تو همین بن بستی که هستم بکش راحت شم یا نجاتم بده ؟؟ که اگر مطلوب نجات پیدا کردن میباشد نمیشه ((توو این بن بست)) نجات پیدا کرد بلکه ((ازین بن بست )) رو باید بکار بست
    امیدوارم که هر آنچه برایتان نوشتم در شما سبب ایجاد گارد و برداشت منفی نشه اینها را از مخاطبی داشته باشید که در آینده میخواهید با آثار شما ارتباط برقرار کند و به عنوان انتقال تجربه در قالب یک نگاه موشکافانه به اثرتان نه نگاه سطحی در نظر بگیرید
    به امید خواندن بهترینها از شما
    روز و روزگارتان زیبا

    • ممنون از اینکه وقت گذاشتین، شاید با علامت گذاری بیشتر میشد بهتر وزن آهنگ ترانه رو نشون داد
      بازم ممنون از نگاهتون🙏