تو و بارون

وقتی که هستی هر قطره بارون مثلِ شرابِ نابِ شیرازه ...

وقتی که هستی
هر قطره بارون
مثلِ شرابِ نابِ شیرازه
نم نم که پا میگیره کم کم مست تر میشم

وقتی که نیستی
بارونِ نم نم
کم کم یه جامِ زهر میسازه
پیشم نباشی زیرِ بارون جون به سر میشم

من بی قرارم
از بس که میخوام،
هم خاطرِت، هم خاطراتت رو
من با تو “حال”م خوبه! از “آینده” می ترسم

ای کاش ممکن بود
با هم که هستیم،
اینقد نپرسی این سوالت رو!
هر بار می پُرسی که “ساعت چنده؟!” می ترسم

۴۴