فقر

فقر

تو جنگ چشمامونو وا کردیم
تو فقر چشمامونو می بندیم
تنها سکوتو یادمون دادن
مثل یه قربانی تو این تقویم

تو ازدحام بمب و خمپاره
آینده و امروزمون گم بود
تا چشم وا کردیم فهمیدیم
که زندگی سوءتفاهم بود

دنیای ما خودخواه و لجبازه
دنیای ظلم و وحشت و تبعید
مثل یه اقیانوس می مونه
وقتی که آرومه باید ترسید

انقدر دور دردو غم گشتیم
تا روی هر سرگیجه ای کم شد
سرگرم رویای بهشت بودیم
تا اینکه دنیامون جهنم شد

شادی غریبس با جهان ما
از عالم و آدم طلبکاریم
ارثیه مون فقر و گرفتاری
میراثی جز حسرت نمی ذاریم

تاریخ چی باید بگه از ما
نسلی که از تبعیض بیزاره
اما فقط بغضا و خشمش رو
تو صفحه ی شخصیش میذاره

تاکی سکوت و خودخوری، پاشو
این قصه پایان خوشی داره
ما حقمونه زندگی کردن
دنیا به ما خیلی بدهکاره

#معصومه_قریشی

۲۱۰
۱۵
۳

  • سلام
    نوشته زیبایی بود در قالب شعر

  • صبح تازه ت بخیر همسایه
    من که خوبم … توهم بگو خوبی
    حتما این روزا بهتری که دیگه
    هی به دیوار سر نمی کوبی

    راستی از ترانه هات چه خبر
    از تب واژه های زنجیری
    شنیدم جای زندگی داری
    از خودت انتقام می گیری!

    🌹🌹

  • بسیار زیبا …

  • خانم قریشی اشعارتون فوق العاده س……تبریک میگم بهتون

  • ما فقط بغضا و خشمش رو
    تو صفحه ی شخصیش میذاره
    بسیار عالی .

  • زیبا و متفاوت!

  • با درود دوست من ترانه ای پر درد ازتون خوندم که اصولن چون به این ترانه ها که حال و هوای درد و واقعیت دارند علاقمندم به عنوان یک یادداشت دوستانه نه نقد چند سطری خدمتتون عارض میشم . نخست آنکه برای محتوای متنی در قالب ترانه بهتر است که ذات ترانه بودن رو در نظر بگیریم برای مثال اگر من به عنوان آهنگساز بخواهم این اثر رو با موسیقی پیوند بدم به کدامین وزن مشخص آکسان ها و تاکیدات شاعر را باید رعایت کنم چطور اوج و فرود ها را باید دریافت ؟ اینها را میتوان با کمی مختصر سازی نه خود سانسوری منظور در جهت خوانش کمی کیفی ترانه بدست آورد . بیان درد های همراستا با مقتضیات زمان جدا از شعار و بیان احساسات لحظه ای وقتی میتونه اون تاثیر مطلوب رو در راستای تعالی ترانه و هدف شاعر از سرایش بدست بیاره که فقط نگه درد درد درد بلکه به منشا درد و چرایی درد و درمان یا بی درمون بودن درد بدون نسخ و ناسخ و منسوخ کردن واژه و ابیات یکی برای آنیکی توجه کنه . وزن ترانه نه به تکلف اوزان قرار دادی افعال و مفاعیل و … بلکه به سادگی یک ریتم دو دویی یا چند چندی ساده باید به عنوان استخوان بندی ترانه به آن شکل و شخصیت بده . و اما نکته ای که از نگاهم دور نماند در یکی از ابیات به تشابهی رسیدم که چه بهتر بود شاعر به سبب جلوگیری از تکرار و اتهام به رونوشت برداری از آن به طور دیگه ای استفاده مینمود منظورم
    سرگرم رویای بهشت بودیم
    تا اینکه دنیامون جهنم شد
    بود
    و نکته بعدی که در توضیحات هم خدمتتون گفتم بحث ناسخ و منسوخ شدنه گفته های شاعر در قالب ابیات و در انحصار کلمات استفاده شده است که در اثر شما در یک جا به صورت نقد و طعنه و حالتی افسوس بار از وضعیت و شرایط ابتدا آمده
    شادی غریبس با جهان ما
    از عالم و آدم طلبکاریم
    که در این مصراع شاعر حالتی از افسوس رو بیان میکنه که طلبکاریم از همه و این و یک فرض اشتباه میداند و در جای دیگر میخوانیم
    تاکی سکوت و خودخوری، پاشو
    این قصه پایان خوشی داره
    ما حقمونه زندگی کردن
    دنیا به ما خیلی بدهکاره
    حال همون افسوس از طلبکاری و اشتباه بودن امر طلبکاری به یقیین اعلام میشه که تو ((مخاطب )) طلب داری بالاخره مخاطب به طور اشتباه طلبکار است از عالم یا به حق عالم به او بدهکار
    امیدوارم که گارد احساسی نسبت به این نوشته پیدا نکنید و در وحله اول بدانید که ترانه شما را تا انتها و با دقت خواندم و هر آنچه گفتم به سبب انتقال تجربه بود تا نقد به معنی کلمه .
    ارزومندم برایتان ترانه های زیباتر از هر ترانه زیبایی که سرودید
    روز و روزگارتان زیبا

    • درود بزرگوار
      ممنون و خوشحالم که ترانه م رو با دقت خوندید و انقدر براش وقت گذاشتید…
      سپاسگزارم تمام نکاتی که گفتیدرو خوندم و حتما استفاده خواهم کرد