ابوالقاسم کریمی / مبتلا به ریا

ابوالقاسم کریمی /مبتلا به ریا

نفس نفس نفس زدن تو جاده ی زندگی

آسمون رفاقت یه مدته سیا شده
یه اتفاقی افتاده یه چیزی کم بها شده
قشنگ تو چشم بضیا رنگ خیانت میبینم
چون میدونم خدافظی سلام خیلی یا شده
نماز بارون نخون فایده ای نمیکنه
مسلمونی تو این کویر فقط یه ادعا شده
ستم حلال و دروغ واجب تو خیلی کارا
واسه همینکه خدا از دلامون جدا شده
اینجا واسه حروم خورا بهشتی آسمونیه
اما خوبی کودکی ِ , که توی چاه رها شده
همه میدونن یه روزی باید از این دنیا برن
پس چرا بی وفایی عادت این روزا شده؟
نفس نفس نفس زدن تو جاده ی زندگی
با کوله باری از غم , این سرنوشت ِ ما شده؟
فریادمو برم بگم به خدای مهربونم
نه دیوایی که قلبشون به ریا مبتلا شده

.

سروده ابوالقاسم کریمی(فرزند زمین)

۸۸
۱

درباره‌ی farzandezamiin

صلح طلب/طرفدارآشتی ملی/بیش فعال مستقل محیط زیست/کنشگراجتماعی/شاعر/نویسنده/طرفدارفرضیه گایا/فرزندزمین
عضویت