محکوم

رفتی و دل من .ویرونه ی غم شد چال روی گونت.زندون دلم شد

رفتی و دل من،ویرونه ی غم شد
چال روی گونت،زندون دلم شد
بد جور عمیقه،تنهایی این بند
هی غرق تو میشم،هی میزنی لبخند
این قلب شکسته،محکوم به حبسه
با ساز جداییت،مجبوره برقصه
احساست و کردی،آغشته به خونم
مثل خوره عشقت،افتاده به جونم
انگار نه انگار،پای تو دلم ریخت
دیوار به دیوار،این خونه بهم ریخت
سیگار به سیگار،خاکستر غم ریخت
باز دم به دم ریخت،پشت سرهم ریخت
صد سال گذشته،بازم بیقرارم
از فال گذشته،کار روزگارم
من حال،گذشته،آینده ندارم
چشم انتظارم،برگردی کنارم
پابند تو بودن،کار دل من شد
موهات طناب،دار دل من شد
تو سبز و بهاری،من شاخه ی بی برگ
تو از دلم آزاد،من منتظر مرگ
رختت رو که بستی،تو دکمه به دکمه
دل کندی و گفتی،دلتنگی و حکمه
می رفتی و پاهات،حکم ابد و داد
می رفتی و می رفت،شیرینی فرهاد

۴۴