آغوشهای غریبه

بیا نجاتم بده

از یوسف آباد تا کوی نصر

بیا بگیر دستمو از میون این آغوشهای غریبه

که دلتنگیت مرداب منه خودفریبه

 

تو هستی قبل و بعد و وسط هر همآغوشی

پس چرا نمیمیری کو دوری کو فراموشی

 

تموم نمیشی تموم نمیشم تموم نمیشه

خودم بریدم ولی نه از ته، نه از ریشه

 

بیا نجاتم بده از آغوش این غریبه ها

بیا دوباره شروعم کن از اول ماجرا

 

از اول اولین نگاه اولین دعوا

تا آخر آخرین بوسه تا ته بی انتها

 

اسمتو حک کرده رو تن درختای ولی عصر

پرسه میزنه گاهی از یوسف آباد تا کوی نصر

 

اونکه عوض نمیکنه جاتو با هیچکس دیگه

بزار همه با هم بگن خله دیوونه س دیگه

۷۴