باز امشبم تا صبح کارت خودزنیه

دیوونه بازی های تو

از تیر و تابستون میگه این روزا انگار

داغی که رو سنگ فرشای کوچه میشینه

اما هوای آسمون دست خودش نیس(ت)

شاید هنوزم خواب فروردین میبینه

 

این آخرین بارون خرداد عزیزم

نمناکه امشب خاک قلبت خوب میدونم

هوای تو ابری ترین هوای ساله

چارفصل و میشه باتو بارونی بمونم

 

این آخرین بارون خرداده عزیزم

شاید که بعد از این دیگه بارون نباره

صدای رعدوبرق و هق هق بلندت

بارون برات همیشه بدمستی میاره

 

آهنگ بارون وپریشونی رقصت

از پشت بغض پنجره چه دیدنیه

دیونه بازیهای تو آخرنداره

باز امشبم تا صب(ح) کارت خودزنیه

 

یادت نره قرصای آرام بخش رومیزه

باید یه جوری امشبو آروم بگیری

دلواپست هستم داره میسوزه قلبم

میترسم امشب توی تنهایی بمیری

۴۹

درباره‌ی Leila d

من نوازنده ی این احساسم مینوازم که برقصد قلمم تا شبی واژه بروید شاید و شکوفا شود از ذهن پر از دقدقه ام چند خوشه شعر باران خورده من نه قانون نوشتن بلدم نه به وزن آگاهم هر زمان که قلب من میبارد عطر موسیقی احساسم ورقص قلمم قطعه ی ساده ی بودن مرا میسازند
عضویت