ترانه

قسمت

آسمون قسمت دستای منه بی صدا باز داره فریاد می زنه پنجره واشده رو به دامنت باز بهار توی گلای پیرهنت

 

آسمون قسمت دستای منه

بی صدا باز داره فریاد می زنه

پنجره واشده رو به دامنت

باز بهار توی گلای پیرهنت

 

گل موهای تو دست من رسید

آسمون بهارو توو دستم دید

داره بامن آسمون می باره

دستمو توو دست شب می زاره

 

تک درختی که شکوفه داده بود

دلشو سپرده به یاس کبود

یه بهار توو پیرهنش تازه شده

تازه باعشقت هم اندازه شده

 

بابهار عکسی ندارم بعدتو

بسکه پاییز نشسته توو تنم

رفتن تو یعنی مرگ دونفر

قید هردومونو باید بزنم

 

من بهارو به شب ستاره دعوت میکنم

باتواندازه ی یک خاطره خلوت میکنم

 

آسمون قسمت دستای منه

بی صدا باز داره فریاد می زنه

آسمون قسمت دستای منه

بی صدا باز داره فریاد می زنه

پنجره واشده رو به دامنت

باز بهار توی گلای پیرهنت

۱۲۱
۲