ترکم نکن – حسین بدری

نرو از این خونه تا یادم نره
این بهار از تو داره جون میگیره
وقتی لبخندتو میبینه چشام
توی اوج غصه آروم میگیره

تو برای من مث نفس شدی
با تو هر ثانیه مو پر می کنم
چشمات و ببند تا باورت بشه
دنیام و با تو تصور می کنم

یه لحظه ام
ترکم کنی
میمیرم از دلواپسی
رویات و از
من پس نگیر
وقتی با من همنفسی
دستام و
محکم تر بگیر
که داره بارون میزنه
وقتی تو میخندی خدا
حس میکنم پیش منه

این خیابونا ازت حرف میزنن
باز صدای خنده هات تو گوشمه
من و بارون و تو و پرسه زدن
من دیگه دل کندم جز تو از همه
من دیگه دل کندم جز تو از همه

یه لحظه ام
ترکم کنی
میمیرم از دلواپسی
رویات و از
من پس نگیر
وقتی با من همنفسی
دستام و
محکم تر بگیر
که داره بارون میزنه
وقتی تو میخندی خدا
حس میکنم پیش منه
یه لحظه ام
ترکم کنی
میمیرم از دلواپسی
رویات و از
من پس نگیر
وقتی با من همنفسی

۱۳۳