«کودتای غم»

(آرمان رضایی زاده)

تو کودتای غم من! بیا با من شریک بشو، گوربابای خوشیا! بیا با من رفیق بشو تو کودتای غم من! خوشی به ما نیومده! گریه هاتو...

تو کودتای غم من

بیا با من شریک بشو

گور بابای خوشیا

بیا با من رفیق بشو

تو کودتای غم من

خوشی به ما نیومده

گریه هاتو بغل بکن

سالی که سیزدش رو مده

اسیر این پنجره هام

دلداده ی شات سیام

به من نگو که میدونی

بشین پای خستگیام

گذشته های من و تو

حکایتی عجیب داره

ارباب این قصه کیه

اصالتی نجیب داره

گذشته هاتو چال نکن

بیا با من گریه بکن

شاید که آرومت کنه

این شوکران تلخ و تند

تو کودتای غم من

جای یکی چه خالیه

اونیکه بغض تو صداش

لحن این شعر و قافیه

تو کودتای غم من

خوشی به ما نیومده

گریه هاتو بغل بکن

سالی که سیزدش رو مده

(امیدوارم این ترانه بتونه مرهمی باشه واسه عزیزانی که عزیزی از دست داده اند یا میخواهند کمی با خود خلوت کنند،باشد که خیر در این باشد).

۸۵