بی تابی

بی تابی

یه وقتایی که بی تابی پریشون میشه افکارت
گریزونی از این دنیا آشفته میشه رفتارت
سکوتت میشه فریادت دلت بدجور تنگ میشه
نمیتونی رهاباشی تو سینه ت داره جنگ میشه

یه وقتایی برات خونه میشه حصار دلتنگی
بهت حبس ابد میده تو چاردیواری سنگی
از این زندون دلتنگی نمیتونی رها باشی
هنوزم یاد دیروزی نمیتونی که پیدا شی

یه وقتایی حواست نیس ولی بدجوری میبازی
همینه عمق یک کابوس که می رقصی به هر سازی
نگاهت دیگه زیبا نیس نمیدونی چرا هستی
حقیقت داره باور کن تو انتهای بن بستی

*********
یه جا تسلیم تنهایی شدن راهی نمیسازه
میتونه عشق و نفرت رو به جون هم بیاندازه
شبیه باورت باش و نزار تنهایی عادت شه
بکش خط دور دیوارت بزار بودن سعادت شه

۱۱۹
۱
۱

  • در مصرع دوم بیت اول به جای واژه آشفته ، واژه هراسون به کار رفته که اصلاح میکنم .
    یه وقتایی که بیتابی پریشون میشه افکارت
    گریزونی از این دنیا هراسون میشه رفتارت