این خانه ی بی پنجره را دوست ندارم

این شهر پراز هلهله را دوست ندارم

آیینه ی بی حوصله را دوست ندارم

شاید تو از این کوچه گذشتی گاهی

این خانه ی بی پنجره را دوست ندارم

صبحی که بر آن نور نگاه تو نتابد

آن روز پر از واهمه را دوست ندارم

در دست توپروانگی ام حس قشنگیست

بین من و تو فاصله را دوست ندارم

همراه دلم تا ته این قصه سفر کن

من قصه ی پرخاطره را دوست ندارم

 

 

۲۲۸
۴
۱